در گويش محلى نيز « اردشير آب » به « شيلاو » و « شيلو » و « شيلاف » تبديل گرديده است . مردم محلى هنوز نيز گاهى بجاى « شيلو » « دشيلو » را به كار مىبرند « 66 » .
با آگاهى بر اينكه در زبان فارسى تبديل « ر » به « ل » بسيار معمول بوده « دشيل » كه دگرگون شده « دشير » است به خوبى ميتواند يادآور نام « اردشير » باشد .
اين نامگذارى نيز بىمناسب انجام نگرفته است .
گفتيم كه بسيارى از شهرها و بنادر جنوب ايران ، و درياى پارس بروزگار اردشير بابكان بنيان نهاده شده است .
تاريخ بناى بندر سيراف نيز بايستى مربوط به همين زمان باشد . كاوشهاى باستانشناسى نيز اين نظر را تائيد مىكند . چه هنوز در اين كاوشها آثار پيش از ساسانى بدست نيامده است .
گفتيم كه دره ليل بنام « شيلو » و « دشيلو » هم ناميده مىشود .
اين نام كه تغيير يافته نام راستين آن يعنى « اردشير آب » است بدين سبب بوده ، كه اين دره سرچشمه تمام آبهائى است كه بندر سيراف را سيرآب ميساخت
آب اين بندر بزرگ چنان كه جغرافيانويسان ياد كردهاند از سه راه تأمين ميگرديد :
1 - آب آشاميدنى كه از ناحيه جم به سيراف ميآوردند .
2 - آب باران .
3 - آب كاريز و چاههاى موجود در بندر .
چگونگى آوردن آب از جم ، و كوهستانهاى شمالى سيراف براى ما روشن نيست . آيا آب را بوسيله ظرف و بر چارپايان حمل ميكردند ، و يا بوسيله جوهاى و آبراهها بسيراف آورده ميشد . ؟
به نظر ميرسد كه از هر دو راه سود مىبردند .
هامش
( 66 ) - سراورل اشتين نيز اين نام را ضبط كرده است .