در نزديكى شهر ناحيهاى وجود ندارد . بلكه اطراف آن را باغها و درختانى فرا گرفته است ، و وجود انواع ميوهها و توانگرى و زندگى خوب مردم آنجا ، به سبب آبهائى است كه از كوهى بنام جم كه به آنجا مشرف است سرچشمه ميگيرد .
اين كوه بلندترين كوههاست و وضع نواحى سردسيرى را دارد ، و سيراف در ميان آن نواحى از همه گرمتر و زمستان و فصل سرما سردى آن كمتر است « 24 » . »
مقدسى در احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ( نوشته شده بسال 375 ه . ) بندر سيراف چنين وصف مىكند :
« سيراف قصبه اردشير خره است ، و اهل آن هنگام آبادانيش آن را بسبب زيادى آبادانى و عماراتش . و خوبى خانههايش ، و ظرافت مساجدش ، و نظم و رونق بازارهايش ، و ثروت مردمانش ، و آوازه شهرتش ، بر بصره ترجيح ميدادند .
سيراف در آن هنگام دروازه چين و خزانه پارس و خراسان بود ، و در همه كشورهاى اسلامى عجيبتر و زيباتر از خانههاى آن نديدم . اين خانهها از چوب ساج و آجر ساخته شده بودند .
و هر خانه به بهاى يكصد هزار درهم خريد و فروش ميشد . »
مقدسى سيراف را از شدت گرما دروازه جهنم خوانده ، و مىنويسد كه ، آبش از دور حمل مىشود و قنات كوچكى نيز با آب گوارا دارد .
و نيز مىنويسد كه سيراف در ميان دريا و كوه قرار دارد ، و اطراف آن زمين بىآب و علف و در نزديكى آن نخلهائى قرار دارد « 25 » .
چنان كه از نوشته مقدسى برميآيد ، وى بسيراف سفر كرده و اين بندر را خود ديده است .
اما قبل از آنكه مقدسى تأليف كتاب خود را بپايان برد ، شهر سيراف را زلزله شديدى كه مدت هفت روز پى در پى ادامه داشت ويران كرد . اين زلزله بسال 366 يا 367 ه . رخ داد .
هامش
( 24 ) - صورة الارض - ترجمه دكتر جعفر شعار ص 51 .
( 25 ) - احسن التقاسيم ص 426 .