متفاوت است .
يعقوبى نيز در كتاب خود درباره درياهاى بين خليج فارس و چين مىنويسد :
« كشور چين كشور پهناورى است و هركس بخواهد از راه دريا به چين برود بايد از هفت دريا بگذرد كه هريك را رنگى و بوئى و ماهى و بادى است ، جز آنچه در درياى بعدى است اول درياى فارس است كه بايد از سيراف در كشتى نشست « 267 » » مراحل سفر دريائى سيراف به چين را سليمان چنين شرح ميدهد :
كشتى پس از بارگيرى كالا و آب آشاميدنى بسوى مسقط بادبان ميكشد .
در مسقط پس از تهيه آب و ديگر احتياجات بسوى بندر كولام ملى به حركت در ميآيد .
در كولام ملى پس از پردخت حقوق بندرى كه براى كشتىهاى بزرگ هزار درهم ، و براى كشتىهاى كوچكتر كمتر است ، بسوى درياى هرقند ( خليج بنگال ) حركت مىكند . فاصله زمانى بين مسقط تا كولام ملى يك ماه است . بندر بعدى لانكا بالوس بود كه در آنجا بوميان جزيره نارگيل ، موز ، و نيشكر را با قطعات فلز مبادله ميكردند .
سپس كشتى بسوى كالابار حركت ميكرد . فاصله زمانى بين درياى هرقند تا كالابار يك ماه بود . بعد به ترتيب تى يوما ، كونه رانگ ، چام پا ، چوندر و فولات هريك بفاصله ده روز راه دريائى سپرى ميگشت . از چوندر و فولات بسوى چين ميرفتند ، و تا درياى چين نزديك يك ماه راه بود . سپس از درياى چين از مصب رودخانه آب شيرين گذشته به شهر خانفو ميرسيدند .
مسافرت از خليج فارس بچين چند قرن پيش از تاريخى كه سليمان بشرح چگونگى آن بپردازد ( سده سوم هجرى ) بوسيله دريانوردان ايرانى آغاز گرديده بود .
آنچه را سليمان و ديگر جغرافيانويسان ايرانى و عرب در نخستين سده - هاى اسلامى پيرامون سفرهاى دريائى و دريانوردى بين خليج فارس و چين و هند
هامش
( 267 ) - تاريخ يعقوبى - ترجمه شادروان دكتر آيتى ص 224 .