فصل هشتم دريانوردى
دريانوردى و بازرگانى پيشه اصلى مردم سيراف بود ، و زندگى آنان وابستگى كامل بدان داشت . بدون اين دو سيراف و سيرافيان نميتوانستند بزندگى خود ادامه بدهند .
دريا براستى مايه حيات سيراف بود ، و دلبستگى شديد مردم سيراف را بدريانوردى و بازرگانى ميتوان از لابلاى نوشتهى جغرافيانويسان مشاهده كرد .
استخرى مينويسد : « و مردمان سيراف را از بازرگانى و دريانوردى روزى تمام هست » .
« و اهل سيراف و سواحل درياگذار باشند ، شنودهام كى مردى از سيراف به بازرگانى دريا شد و چهل سال در كشتى بماند كى به خشگ برنيامد .
و چون بكنار دريا رسيدى به شهرى دلش نخواستى كه از دريا برون آيد . كسان خود را بفرستادى تا بازرگانى بكردندى و آنچ بايستى بساختندى ، و پيش او باز آمدندى و چون كشتى تباه شدى به ديگرى انتقال بكردندى « 264 » . »
ابن حوقل مىنويسد :
هامش
( 264 ) - مسالك و ممالك استخرى ص 120 - 121 .