« اما اهل سيراف و سواحل ، بسا اوقات كسانى از ايشان همه عمر خود را در دريا مىگذرانند و شنيدم كه مردى سيرافى به دريا چنان انس گرفت كه در حدود چهل سال از كشتى بيرون نيامد و هنگامى كه به خشگى نزديك مىشد دوست خود را براى انجام دادن حوايج به شهر مىفرستاد و چون كشتى مىشكست يا نيازمند به تعمير مىشد از آن كشتى به كشتى ديگر مىنشست . مردم سيراف از اين راه بهره فراوان بردهاند و به غربت شكيباىاند و در هر كجا كه باشند توانگراند « 265 » . » همين علاقه به دريا بود كه ناخدانيا و دريانوردان سيرافى را در كار دريانوردى شهره آفاق ساخته بود . مشهورترين دريانوردان و ناخدايان خليج فارس و اقيانوس هند و درياى سرخ ناخدايان سيرافى بودند . مهارت آنان در كار دريانوردى بىمانند بود . اين مهارت نتيجه سالها تجربه سخت بدست آمده بود .
سفرهاى دريائى غالبا همراه با چنان مخاطرات و صدماتى بود كه بجز دريانوردى دلير كمتر كسى بدان تن ميداد .
نخستين دانستنيها پيرامون چگونگى دريانوردى و سفر از سيراف بهند و چين از كتاب سليمان است كه بنامهاى « سلسله التوايخ » عجايب الصين و الهند و « سفرنامه سليمان » « 266 » ناميده شده است .
كتاب سليمان دانستنىهاى گوناگون از كشورهاى چين و هند ، سيلان ، جاوه و بنادر و درياهاى بين خليج فارس تا درياى چين و چگونگى زندگى مردم اين سرزمينها را در بر دارد .
وى مينويسد : مسافرين و بازرگانانى كه بخواهند از راه دريا بچين سفر كنند بايد از هفت دريا بگذرند تا بچين برسند . هريك از اين هفت دريا داراى ماهىها و موجودات دريائى ويژه خود است ، و رنگ آب هر دريا با درياى ديگر
هامش
( 265 ) - صورة الارض ص 58 .
( 266 ) - اين كتاب بنام « شگفتيهاى جهان باستان » بوسيله آقاى محمد لوى عباسى به فارسى ترجمه شده است .