فصل اول سيراف از ديدگاه جغرافيانويسان
بر كرانه خليج فارس بفاصله تقريبى 240 كيلومترى بوشهر و 300 كيلومترى بندرعباس در كنار بندر كوچك طاهرى ، سينهى ساحل ، و دل دريا ، بندر نامور سيراف را دربرگرفته است .
روزگارى همهمه ناخدايان ، جاشوان ، و بازرگانان ، همآهنگ با غوغاى برخورد امواج بر ديوارهاى ساحلى ، اين بندر را يكى از پرجوش و خروشترين بنادر جهان ساخته بود .
و امروز خاموشى و آرامشى ، كه تنها خروش امواج ، و گاهى صداى كلنگ باستانشناسان آن را درهم ميشكند جانشين آن همهمه و غوغاى زندگى است .
بندر سيراف را هريك از جغرافيانويسان نخستين سدههاى هجرى ، به نحوى وصف كردهاند .
نكته مشترك در همه اين نوشتهها ، ثروت مردم ، زيبائى بناها ، رونق بازرگانى و گرماى شديد هواى اين شهر است .
چنان كه گاهى زيبائى بناها و باغها ، و توانگرى مردم شهر رنگ افسانه به خود ميگيرد .
نخستين جغرافيانويسى كه در پيرامون سيراف ، و چگونگى بناهاى آن