خليج فارس و درياى عمان ، بلكه كرانهنشينان درياى سرخ را هم پارسىگوى مىيابيم . و اين وضع تا قرنها پس از شكست شاهنشاهى ساسانى مشاهده ميگردد .
استخرى مىنويسد :
« درياى پارس خليجى باشد از درياى محيط ، در حد چين و حدود واق واق ( سوماترا ) و به هندوستان رسد ، و آن را به پارس و كرمان باز خوانند ، به حكم آن كى هيچ ولايت از اين آبادانتر بر اين دريا نيست . و به روزگار گذشته پادشاهان پارس بزرگتر و قوىتر بودهاند ، و هم درين روزگار مردمان پارس بهر جائى مستولىاند ، از كرانههاى اين دريا « 4 » . »
هم او در پيرامون درياى پارس مىنويسد :
« اين دريا را تا وقتى كه بسرانديب ( سيلان ) « * » رسد درياى پارس خوانند « 5 » . »
مقدسى مىنويسد :
« صحار مركز عمان است ، و امروز بر درياى چين شهرى بزرگتر و آبادتر از آن نيست . مردم آن بازرگانند و بازارها و خانههاى زيبا دارند . صحار دروازه چين ، و خزانه شرق و عراق و ، پشتوانه يمن است و بيشتر مردم آن ايرانىاند « 6 » . »
هم او مىنويسد :
« زبان مردم اين اقليم ( عمان ) عربى است . مگر در صحار كه مردمش يكديگر را به فارسى صدا مىكنند بيشتر مردم عدن و جده ايرانىاند ، تنها زبانشان عربى است « 7 » . »
هامش
( 4 ) - مسالك و ممالك استخرى - بكوشش ايرج افشار - ص 109 .
( * ) سرىلانكا .
( 5 ) - مسالك و ممالك استخرى - ص 34 .
( 6 ) - احسن التقاسيم . ص 92 ( چاپ ليدن ) .
( 7 ) - احسن التقاسيم ص 96 .