و غالبا فلاسفه را بكفر و الحاد نسبت داده و حتى متكلمين را هم كه با فلسفه آشنائى داشتند از زمره ملحدين شمردهاند . ابراهيم بن سيار نظام معتزلى از ميان معتزله بيش از همه بفلسفه و مطالعه كتب حكمت و غور و تعمق در آراء فلاسفه علاقه داشت .
سمعانى در الانساب راجع به اين مرد گفته است .
در ميان قدريه ( معتزله ) از نظام كسى بيشتر جامع جميع عوامل كفر نبود « 178 » . »
مخالفت با معتزله در ايران با روى كار آمدن پادشاهان غزنوى كه پيرو سنت بودند شدت بسيار گرفت . آنان دست بكشتار كليه مخالفين خود زدند .
محمود غزنوى ( در گذشته به سال 422 ه . ) پس از فتح رى نامهاى بخليفه - القادر بالله ( 422 - 487 ه . ) نوشت كه در آن « ديالمه را بكفر و رفض و آشكار كردن مذهب اباحه و در آميختن عقايد خود با معتقدات معتزله و امتناع از اطاعت اوامر الهى متهم كرده و گفته است كه بهترين ايشان معتقدين بمذهب اعتزال و باطنيهاند و اينان خود به خداوند و روزشمار عقيدتى ندارند « 179 » . »
اتهام بد دينى و حتى دهرى بودن نسبت بديلميان كه از طرفداران معتزله بودند در قصيده فرخى سيستانى ( در گذشته بسال 429 ه . ) ديده مىشود .
وى در قصيدهايكه بمناسبت فتح رى ( 420 ه . ) در مدح سلطان محمود سروده مگويد :
اى ملك گيتى گيتى تراست * حكم تو بر هرچه تو گوئى رواست
در خور تو باشد و كردار تو * هر چه درين گيتى مدح و ثناست
نام تو محمود به حق كردهاند * نام چنين بايد با فعل راست
طاعت تو دينست آن را كه او * معتقد و پاكدل و پارساست
هركه ترا عصيان آرد پديد * كافر گردد اگر از اولياست
هامش
( 178 ) - تاريخ علوى عقلى ص 140 .
( 179 ) - تاريخ علوى عقلى ص 136 .