بازداشت ، و بعد از آن باران بباريد ، مردم آسايش يافتند . و خطى كه اين زمان بر آن مىنويسند ، و آن را خط معقلى [ مىگويند ] كه بغايت حكيمانه و بر بنياد است استخراج كردهاند ، در عهد او وضع كردهاند ، و نام واضع آن سوجو « 1 » بوده [ است ] .
و يووانگ « 2 » مذكور خاتونى بغايت پاكيزه داشته است بوسى « 3 » نام ، و هرگز نخنديدى ، هرچند شوهرش سعى كرد تا بخندد ميسّر نشد . و در آن عهد ، معهود چنان بوده كه به وقت وصول ياغى بر كوه آتش افروختندى و دهل زدندى ، و بدانسبب امرا واقف مىگشتند و حاضر مىشدند . ناگاه بىموجب فرمود تا چنان كردند ، لشكرها به قاعده جمع آمدند و تعجّب [ كردند ] كه در اين حوالى هيچ ياغى نيست ، اين حال چگونه است ؟
بدان واسطه خاتون بخنديد و پادشاه را خوش آمد ، و طوى كرد و شراب خوردند و نشاط آنكه خاتون خنديده . بعد از دو سال به حقيقت ياغى برسيد و بر قاعده آتش افروختند و دهل زدند ، امرا حمل بر بازى كردند و حاضر نشدند . ياغى درآمدند ، او را كه ديدند [ بكشتند ] . بعد از آن ياغيان بگريختند ، و پينگ وانگ « 4 » مذكور در تختگاه پدر بنشست ، و به جهت آنكه آن را نامبارك داشت ، شهرى ديگر بنا كرد ، و آن را لاكين « 5 » نام نهاد ، و در آنجا نشستى . و شانگ وانگ « 6 » مذكور را برادرى كوچك بوده ، شوتى « 7 » نام ، چون پدرشان نماند ، در ملك تماچاميشى مىكرد . اميرى بود نام او سن فن گون « 8 » ، گفت با وجود آقا چگونه اينى پادشاه باشد ، او را بكشت و پادشاهى بر شانگ وانگ مقرّر گردانيد .
دين وانگ « 9 » مذكور چون به پادشاهى نشست ، تاى شانگ لاوگون « 10 » در
هامش
( 1 ) .Shizhou( 2 ) .Youwang( 3 ) .Baosi( 4 ) .Pingwang( 5 ) .Luojing( 6 ) .Xiangwang( 7 ) .Shudai( 8 ) .Jinwengong( 9 ) .Dingwang( 10 ) .Taishanglaojun