سال به عدل و راستى گذرانيده ، و سى سال ظلم و تعدّى فراوان كرده ، چنان كه مردم را مىكشت و جگرشان مىخورد ، و آهن گرم كرده در بغل مردم مىنهاد ، و پايهاى مردم مىشكست ، و از اين شيوه بىراهيها مىكرد .
و خاتونى داشته نام او داگى « 1 » ، و او را بغايت دوست مىداشته ، و به سخن او كار كردى ، و نوكرى بغايت بهادر داشته ، نام او اولى « 2 » ، او را فرمود تا در همه شهرها جهت او شراب و طراسون بسيار جمع كند ، و سرايى بزرگ ساخته و آن را چينگ ييگون « 3 » نام نهاده ، يعنى سراى شب دراز ، و تمامت سوراخهاى آن گرفته بودند تا بكلّى تاريك شود ، و شمع بسيار برافروختى ، و مدّت [ صد ] شبانروز شراب خوردى و گفتى اين مقدار يك شب است ، و بر اين شيوه زندگانى بد مىكرد و ظلم بسيار .
اين جو وووانگ به قصد او لشكر كشيد ، چون وصول او شنيد ، از ترس و هيبت او جامهء خود در سر پيچيده خود را در آتش انداخت تا بسوخت ، و خلق از دست او خلاص يافتند ، و آن مملكت نيز مسخّر جو وو وانگ گشت ، و او پادشاهى عادل بوده و امور مملكتش بغايت مرتّب و مضبوط . و پسرش چينگ وانگ « 4 » مذكور به جاى او بنشست ، و بعد از او پسر او كنگ وانگ [
r
399 ] و آنگاه پسرش جى وانگ ، و او پادشاهى بزرگ و مبارك بود ،
و از جمله حوادث كه در زمان او افتاده ، يكى آن است كه پيش از آن در ممالك ختاى « 5 » و هند « 6 » مذاهب مختلفه داشتهاند كه بر آن مىرفته ، لكن شخصى كه دعوى پيغامبرى كند و او را ملّتى و راهى باشد كه خلق متابعت آن كنند نبوده .
و در عهد اين پادشاه شكمونى « 7 » بر خان كه اقوام هند و كشمير « 8 » و تبت « 9 » و ختاى و
هامش
( 1 ) .Daji( 2 ) .Wulai( 3 ) .Changyegong( 4 ) .Chengwang( 5 ) .Hitai( 6 ) .Hind( 7 ) .Shijiamouni , Sakamuni Burhan( 8 ) .Kasmir( 9 ) .Tibet