علىرغم داشتن عقل و اراده و در اختيار داشتن نفس خود ، در عين حال بدون توفيق الهى و عنايت مربى اول محال است به تسلط بر نفس نايل شود . چرا ؟ چون نفس انسان ملهم از روح الهى است و رنگ و صبغهء او را دارد و بدون عنايت او قابل مهار نيست .
ممكن است سؤال كنيد يعنى چه قابل مهار نيست ؟ آيا منظور آنست كه نفسِ ملهم از روح الهى ، راه خطا و شيطان مىپيمايد ؟ اينكه ظاهراً جمع نقيضين است ؟ پاسخ آنست كه به قول عرفا ، انسان هميشه در حال كمال جويى و كمال طلبى و بىنهايت طلبى است ، حتى موقعى كه شما مىبينيد صدام حسين يا ريگان يا . . . در پى كسب قدرت فوقالعاده و تسلط بر خليج يا خاورميانه يا دنيا هستند ، وقتى مشاهده مىكنيد اميال جهان طلبى هيتلر را ، وقتى مشاهده مىكنيد حرص وافر عدهاى براى تكاثر ثروت و غيره ، اگر به طور عميق بنگريد مىبينيد روح و نفس اينها تشنه است و تشنه كمال ، چرا كه قدرت مطلق ، غناى مطلق ، جمال مطلق و همه چيزِ مطلق خداوند است . پس همه انسانها رو به توحيد دارند با اين تفاوت كه افراد فوق به طور ناآگاهانه كمال جو هستند و لذا كار آنها ارزشى ندارد و بلكه مستحق عقاب مىباشند ( شرح تفصيليتر اين مطلب در حوصله اين نوشتار نيست ) .
خوب اگر همه راه توحيد مىروند پس عنايت رب و طلب توفيق و استمداد از او براى چيست ؟ پاسخ آنست كه اين استمدادها براى آنست كه نفس ما كه قهراً به دنبال كمال است راه صحيح و جهت صحيح را برگزيند
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص٢١٣