شكايت از خود ، ويژگى منحصر به فرد نظام تعليم و تربيت اسلامى
عبارت فوق از فرازهاى مشكل دعاى مكارم است كه شارحين در ترجمه آن اختلاف كردهاند و مرحوم فيضالاسلام معناى فوق را بهترين معنا مىدانند . در رابطه با فراز فوق نكتهاى به نظر ما مىرسد كه عرض مىشود و براى تفهيم بهتر آن لازم است كمى شرح داده شود . اولًا در عبارت « فان نفسى هالكه او تعصمها » ، « او » به معناى « الّا » و معناى « جز آنكه » و « مگر آنكه » مىدهد . اين جمله را با آيه معروف منسوب به حضرت يوسف ( ع ) در سوره يوسف مقايسه كنيد : « ما ابرى نفسى انّ النّفس لامّاره بالسوء الّا ما رحم ربّى » ، من خود را تبرئه نمىكنم چرا كه نفس طبيعتاً به بدى دستور مىدهد مگر آنكه خداوند ترحم و عنايت كند و مرا حفظ كند . يك بار ديگر در معناى آيه دقت كنيد . واقعاً كه عجيب است . چطور ؟ انسان خود از دست خود شكايت مىكند . بايد گفت « شكايت از خود » از مختصات نظام تعليم و تربيت اسلامى است و در هيچ جاى ديگر چنين چيزى يافت نمىشود و اين مطلب اوج توحيد افعالى را مىرساند كه انسان همه چيز را در دست قدرت مربى اول ، يعنى خداوند مىداند و به تعبير ديگر ، شايد اين حكايت از رابطه عاشقانه متربى و مربى ، انسان و خداوند در نظام تعليم و تربيت اسلامى مىكند . نفس و دل و قلب انسان به عنوان فرد عاشق تابع حركات و هدايتهاى معشوق خود ، يعنى خداوند تبارك و تعالى دارد و لذا حضرت يوسف ( ع ) از خداوند طلب كمك مىكند . انسان
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص٢١٢