اصلا از اهل فارس و مجوسىمذهب بوده ، عيسى بن على عم سفاح خليفهء نخستين از بنى العباس او را مسلم ساخت . ابن مقفع منشى عيسى و از از خواص اصحابش بود . از هيثم بن عدى حكايت است كه گفته :
ابن مقفع نزد عيسى بن على آمد و گفت حب اسلام بر دل من داخل شده مىخواهم به دست تو مسلمانى گيرم . عيسى گفت بايد اينكار در حضور بزرگان وقت و سرهنگان جيش صورت پذيرد ، بامداد ساختهء اين سعادت بوده باش . ابن مقفع آنجا بماند تا به شامگاه سفرهء عيسى مى - گستردند او نيز بنشست و مشغول شد اما باز بر آيين زردشتيان در حال غذا خوردن زمزمه همى كردى . عيسى با او گفت تو بر عزم اسلامى و باز زمزمه مجوس همى كنى ؟ گفت ايها الامير خوش ندارم كه شبى بر من بگذرد در حالتى كه به هيچ دين نباشم چون مسلمانى من به فردا افتاد امشب را بارى بر دين ديرين بپايم . پس على الصباح عيسى كلمهء اسلام تلقين فرمود ، و ابن مقفع على الرؤس دين حنيف تلقى نمود .
جاحظ مىگفته است ابن مقفع و مطيع بن اياس و يحيى بن زياد هر سه در دين خود متهم بودند . برخى گفتهاند عجب است كه جاحظ خود را فراموش فرموده كه اتهام وى به انحلال عقيده و فساد طريقه مثل آن سه است .
از مهدى بن منصور خليفه مروى است كه گفت هيچ كتاب زندقهاى را نيافتم الا آنكه بيخ و ريشهء آن از ابن مقفع بود . از آثار ابن - مقفع ترجمهء كليله و دمنه است از پهلوى به تازى .
در كتاب نامهء دانشوران تفصيل حال و كيفيت قتل ابن مقفع مشروح است و كشته شدن او به حكم منصور به دست سفيان نوادهء مهلب ابن ابى صفره به قول عمرو بن شيه صاحب كتاب تاريخ بصره در يكصد و چهل و دو يا سه و به قول ابو المظفر يوسف واعظ سبط ابن الجوزى صاحب مرآة الزمان در يكصد و چهل و پنج به وقوع پيوست .
تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٦٠