شده بود . زيرا با آن آهنگى كه ميداشتند و بباز كردن راه ميكوشيدند ، هنوز كار چندانى انجام نداده و از سوى دشمن نشانى از سستى و زبونى پديدار نشده بود . روزنامه انجمن از گفته يكى از بستگان صمد خان ميآورد كه هرگاه جنگ نيم ساعت ديگر پيش رفتى سوار و سرباز چون از سه سو زير آتش ميبودند زينهار خواستندى . شايد هم اين سخن راست باشد .
ولى در بيرون نشانى پديدار نمىبود ، و بدانسان كه مجاهدان به پيشرفت ميكوشيدند دولتيان هم در جلوگيرى پا مىفشاردند .
در اينهنگام كه غروب فرارسيده ولى جنگ همچنان برپا ميبود كونسولهاى روس و پ 284 يكدسته از روسيان با زنانشان
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 898
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٩٨