تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 875

مساهمون:

ص٨٧٥
آن را ديدند سى و چهل تن بسويش دويدند و گرد آن را گرفتند ، و در آن ميان كه هر يكى ميخواست پيشدستى كند و آن را بگيرد ، يكى زيركى نموده خواست سوارش شود . ولى همين كه پا بركاب گذاشته خواست روى زين نشيند ناگهان خورجين با زين با يك آواى گوش‌خراشى تركيده بيست و پنج تن را از كردها كشته چند تن را زخمى گردانيد .

كشته شدن سعيد سلماسى

بدينسان در خوى كوششهايى ميرفت و رفته‌رفته جنگ با كردان سخت‌تر ميگرديد . در اين هنگام جوان غيرتمند سعيد سلماسى با دسته‌اى از جوانان آزاديخواه عثمانى بفرماندهى خليل بيك « 1 » به يارى آزاديخواهان رسيدند ، در اين زمان در عثمانى مشروطه داده شده ولى سلطان عبد الحميد هنوز بر تخت جاى ميداشت و اينست دسته « اتحاد و ترقى » در نهان بكارهايى ميكوشيد ، و چون در نتيجه كشاكش مرزى ميانه ايران و عثمانى ، سپاهيان عثمانى در نزديكيهاى قوتور جا ميداشتند ، و جانفشانيهاى آزاديخواهان ايران را از نزديك تماشا ميكردند ، كسانى از ايشان همراه ميرزا سعيد به يارى شتافتند . پ 276 ستار خان و باقر خان با تفنگداران
هامش
( 1 ) عموى انور پاشا مىبود كه سپس پاشا گرديده و در جنگ جهانگير گذشته با سپاهيان عثمانى بعراق و آذربايجان آمد .