تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 852

مساهمون:

ص٨٥٢
درباره اين جنگ سخن بسيار است . امروز بار ديگر هنر شگفتى از ستار خان پديدار شد . چنان گويند چون برزمگاه رسيد و با آن همه گلوله‌باران در جايى نايستاد . رشيد از پشت سر پياپى داد ميزد : « سردار گلوله مىآيد پياده شويم » ، و او گوش نداده همچنان ميرفت . اين هنگام كه سنگر گرفته بجنگ پرداخت بهر گلوله يكى از پيشتازان دولتيان را به خاك انداخت . چنان كه در نخستين تير حمزه خان كه يكى از دليران بنام و در اين جنگ از پيشاهنگان ميبود از پا افتاده و سپس ديگران پهلوى او خوابيدند . كسان حمزه خان ميكوشيده‌اند لاشه او را از ميان بردارند و همراه ببرند . ستار خان فرصت نداده هركه جلو مىآيد از پا مياندازد . بجاى حمزه خان از مجاهدان نيز حاجى شفيع قناد آن رادمرد پير از پا فتاد . كسانى ميگويند در همان آغاز تاخت كه سواران تا سنگرها نزديك شدند حاجى شفيع چون بمجاهدان دستور ايستادگى ميداد و اينسو و آنسو مىشتافت در جلو سنگر با گلوله از پا درآمد . ديگران مىگويند پس از رسيدن سردار در آن كشاكش سخت كشته گرديد . چنان كه گفتيم جنگ از سه ساعت از روز گذشته آغاز شد و مجاهدان يكساعت بيشتر ايستادگى نتوانستند كه بازپس نشستند . ولى ستار خان نزديك نيمروز خود را برزمگاه رسانيده و پس از آن تا پسين همچنان جنگ برپا ميبود تا سواران پريشان گرديده از ميان برخاستند . در اين هنگام در ميدان جنگ چهارده كشته از دولتيان بازمانده و از نشان خون به روى برفها پيدا بود كه بسيارى از كشتگان را بيرون برده‌اند . سپس هم از باغها كشته‌هاى ديگرى پيدا گرديد . اينست شماره كشتگان را از دولتيان در روزنامه مساوات تا يكصد و پانزده شمارده است . خود سردار در تلگراف خود باستانبول چنين مىگويد : « ديروز پنجشنبه ( 4 صفر ) دولتيان از دو طرف خطيب و باسمنج حمله سخت » « شكست فاحش برداشته خصوصا در خطيب پانصد نفر بيشتر از آنها مقتول و با فتح عظيم » « دعوى ختم نمود ستار » دولتيان چنين كشتارى نديده بودند . چهار فورقون ( عرابه چهار اسبه بارى ) پر از كشته نموده به شهر آوردند و در گورستان كجيل به خاك سپردند و گويا جنازه حمزه خان نيز ميان اينان ميبود . در اين روز سربازى را دستگير كردند . چون زخمى بود به بيمارستان فرستادند . سپس كه ازو بازپرسهايى كردند آشكاره ميگفت : بما گفتند شما بيدين شده‌ايد ، و به اين نام ما را بجنگ شما آوردند . هنرنمايى سردار در اين روز بار ديگر در مردم هناييد و بار ديگر زبانها به آفرين و ستايش باز شد . مشهدى محمد عليخان ميگويد : « امروز من در خطيب نميبودم . ولى اگر بودمى من نيز گريختمى . اينست با خود ميانديشم كه ستار خان شدن كار آسانى نيست » . اين