تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 851

مساهمون:

ص٨٥١
پ 268 يكدسته از فداييان ارمنى در سلماس كشتار كردند » ( اوشاقلرى قرديلر ) اين گفته داد زد : « رشيد زود باش اسب بيار » . پرسيدم : چه « رو داده ؟ » پاسخ داد : « مجاهدان شكست خوردند و ميگريزند و دولتيان از پشت سر گلوله به آنان ميبارانند » . اين گفت و آماده رفتن گرديد . در اين ميان رشيد مهتر اسب را پيش كشيد . ستار خان سوار شده و رشيد را به روى اسب ديگرى پشت سر انداخت و بتاخت روانه گرديد ، و چنان كه ما ديديم در سخت‌ترين گيرودار خود را برزمگاه رسانيد و جلو تاخت را گرفته دولتيان را با آن پريشانى بازگردانيد .