مجاهدان سواره پر دور رفتن را نيك نشمارده براى نگهدارى سنگر از دهنه خطيب بازگرديدند ، و تنها يكدسته پيادگان بودند كه با سپاه آماده و آراسته و با دستههايى چند برابر خودشان ، سرگرم جنگ شدند و رفتهرفته از بنگاه خود دور افتادند .
در اينميان ناگهان سوار دشمن چون سيل فراز و نشيب را پر كردند و دايرهوار از هر سو بهم پيوسته گرد مجاهدان گرفتند ، و خود در اينهنگام بود كه اندازه دليرى و جانفشانى زادگان تبريز را نيك آزمودند ، زيرا هر يكى از پيادگان كه بميان صدها دشمن افتاده سخت ميكوشيد ، نه تنها رهايى خود را از آن گيرودار ميخواست بلكه تا ميتوانست از دشمنان به خاك مىانداخت .
پ 265 قوچعليخان و مشهدى باقر خان در اين گيرودار پنج تن از مجاهدان كشته شده چهارده تن دستگير افتادند . ليكن همان هنگام ناگهان دو سپهسالار آزادى « 1 » با دستهاى از جنگ - جويان گرجى و ارمنى از راه رسيده بىآنكه فرصتى دهند سپاهيان دشمن را كه تيپتيپ پراكنده ، و هر صد يا پنجاه تن از ايشان چند مجاهدى را گرد فرا گرفته بودند ، بباد گلوله گرفتند و از بيرون لاله و خطيب تا فراز اخمهقيه كه بيشتر از يكفرسنگ راه است جنگكنان باز پس راندند . بدينسان لشگرى كه چيره شده بود اكنون خود را زبون
هامش
( 1 ) سردار و سالار