تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
كرد و چهاردولو و گورانلو و از سواران خود مراغه و از سربازان فراهم شدند كه روى هم رفته چهار هزار بيشتر مىبودند ، دو توپ نيز همراه برداشته از مراغه بيرون آمده بخانيان رسيد . از آنسوى در تبريز چون داستان درآمدن او بمراغه و آهنگى را كه ميداشت شنيده بودند سپاهى از مجاهدان بسركردگى محمد قليخان آغبلاغى و حاجى خان قفقازى بسيجيده روز شانزدهم آذر ( 12 ذو القعده ) بسوى مراغه فرستاده بودند ، و اينان بخانقاه رسيده در آنجا مىنشستند و حاجى حسين ارومچى نيز با ايشان مىبود . چون دو سپاه بهم رسيده و بيش از يك فرسنگ و نيم در ميانشان نميبود ، گويا روز يكم دىماه ( 27 ذو القعده ) بود كه جنگ درگرفت . مجاهدان با آنكه شماره‌شان هزار تن كمابيش مىبود ، و آنگاه بجنگ دشت و كوه آموخته نشده بودند ، پروايى ننموده پيش جنگ شدند ، و هنوز آفتاب ندميده به پيشرفت برخاسته بسواران تاختند ، زدوخورد سختى در كوههاى پيرامون خانيان در - گرفت كه تا دو ساعت برپا بود و مجاهدان شكست خوردند . يكدسته از آنان بسوى كنار دريا گريخته خود را به آب انداختند و نابود گردانيدند ، يكدسته با گلوله‌هاى سواران از پا افتادند ، يكدسته انبوهى دستگير سواران گرديدند ، تنها چند تنى بودند كه توانستند خود را بيرون اندازند و به تبريز رسانند . آنانرا كه كشته بودند بشيوه جنگهاى كهن سرهاشان را بريدند ، و در توبره‌ها گزارده براى صمد خان بردند . آنان را كه دستگير كرده بودند سواران تفنگ و فشنگ و رختهاشان كنده در آن سرماى سخت زمستان ، برهنه رهاشان ميكردند كه بيشترى از آنان نيز در بيابانها از سرما يا از گرسنگى مردند ، و برخى نيز با همان حال به تبريز رسيدند چهار تن يا بيشتر از گرجيان بمب‌انداز نيز دستگير افتادند كه چون زبان نمى - دانستند درمانده بودند ، و سواران تيره درون هر يكى را با شكنجه‌هايى كشتند . اين شكست نخستى بود كه مجاهدان از صمد خان يافتند ، و چون آگاهى از آن به تبريز رسيد بآزاديخواهان بسيار گران افتاد از آنسوى بدخواهان مشروطه كه در شهر فراوان ميبودند فرصت يافته باز بجنب‌وجوش افتادند ، و بستايش از صمد خان و كارهاى او برخاسته چشم بسوى او دوختند . دوباره اميد در دلهاى ايشان پديد آمد . بويژه كه در همان روزها رحيمخان نيز با سواران و سربازان قره‌داغ بار ديگر بازگشته و بلشكرگاه عين الدوله پيوسته بود ، و از تهران نيز سپاه و قورخانه پياپى بباسمنج ميرسيد . صمد خان پس از شكستى كه بمجاهدان داد دو روز در خانقاه مانده بدهخوارقان آمد ، و از آنجا نيز پس از چند روزى بخسرو شاه رسيد . در اينجا حاجى احتشام ليقوانى با يكدسته سوار و سرباز ، كه عين الدوله از باسمنج فرستاده بود به او پيوست . مجاهدان در برابر آنان در سردرود ، ( دو فرسخى تبريز ) ميايستادند . ولى سنگرهاى