تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦
آذرماه ( 27 شوال ) بود « 1 » . بدينسان فيروزيها پى هم رخ ميداد . ليكن در همان هنگام برخى داستان‌هاى اندوه‌انگيزى نيز روى مىنمود . زيرا دشمنان مشروطه باز هم بيكار ننشسته دست از كينه‌جويى برنداشته بودند . از جمله ضرغام و برادرش سام كه همراه رحيمخان از كنار تبريز بقره‌داغ رفتند اين زمان با چندصد سوار همراه خود در چند فرسخى شهر ديه‌ها را يغما ميكردند و هر ديهى كه ايستادگى مىنمود با جنگ و كشتار به آنجا دست مىيافتند . يكى از آنها ديه مجونبار بود كه ارمنىنشين است و كليساى بزرگ و استوارى دارد . روز چهارشنبه بيستم آبان ( 16 شوال ) ناگهان گرد آنجا را گرفتند . ارمنيان بجنگ برخاسته هشت ساعت دليرانه ايستادگى كردند . ولى چون شماره سواران فزونتر مىبود سرانجام شكست يافتند و زنان و فرزندان خويش را بكليسا گرد آورده آبادى را براى تاراج به آنان واگزاردند . سواران ديه را يغما كردند و بكليسا چهار توپ زدند . ولى به آنجا دست نيافتند . در اين پيش‌آمد هيجده تن از ارمنيان ( سه زن و پانزده مرد ) كشته شده ده تن زخمى گرديدند . از سواران نيز دسته‌اى به خاك افتادند .

آرامش و سامان در درون شهر

در آن هنگام كه آن فيروزيها و اين ناگواريها در بيرون رخ ميداد در درون تبريز آرامش و سامان بىمانندى فرمانروا مىبود و مردم از هرباره در خوشى مىبودند . نان و خواربار نيز فراوان يافت ميشد . آن شهرى كه يك ماه پيش پر بيم‌ترين شهرهاى ايران شمرده ميشد كنون ايمن‌ترين شهرى مىبود . در اين باره چه بهتر كه نوشته‌هاى كتاب آبى را بگواهى آورم . مستر راتسلاو جنرال كنسول انگليس در نامه خود بسفيرشان در بيست و هفتم آبان ( 23 شوال ) چنين مينويسد - « در درون شهر ايمنى هرچه بهتر برپاست ، و راستى كوى مسيحان و بيگانگان » « چندان ايمن و آسوده است كه تاكنون هرگز نبوده . . . همه بيگانگان از رفتار و كردار » « آزاديخواهان در اين چندگاهه شورش خوشنودى مينمايند . جز روسيان كسى سخن از » « ترس نميراند . » تنها خرده‌اى كه نماينده بريتانى به آزاديخواهان تبريز گرفته داستان « اعانه » است كه با زور و سختى از توانگران گرفته ميشد . در اين باره در روزنامه « ناله ملت » نيز نوشته شده ، و خود مشروطه‌خواهان پوشيده نميداشتند كه در آن باره سختى بسيار مىكنند . چه اين سختى ناچارى ميبود . آنهمه دررفت جنگ را كه بايستى دهد ؟ . . از آنسوى گله و ناله از برخى توانگران كه بدخواه مشروطه مىبودند سر ميزد . ديگران خودخواهان مشروطه ميبودند و بدلخواه پول ميپرداختند . زيرا گذشته از مشروطه‌خواهى اين ميدانستند
هامش
( 1 ) در پاره يادداشت‌ها 28 شوال نوشته‌اند . ولى گويا روز درآمدن مجاهدان را بمرند خواسته باشند .