تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 805

مساهمون:

ص٨٠٥

گشاده شدن سلماس و مرند

در ماه آبان در هر گوشه‌اى از آذربايجان پيشامد ديگرى از نيك و بد در كار و دادن ميبود . در اين ماه تبريز چند دسته بيرون فرستاد كه هر يكى از آنها داستان ديگرى داشت . دسته نخست بر سر سلماس رفته با فيروزى آنجا بگشادند آرونق و انزاب كه در پهلوى تبريز نهاده و كسانى از آنجا بمجاهدان پيوسته بودند ، چون نعمت اللّه خان نامى در آنجا با مشروطه دشمنى مينمود ، سردار دسته‌اى را از مجاهدان بر سر او فرستاد ، و اينان رفته نعمت اللّه و برادرانش را از ميان برداشتند و در آنجا بيرق آزاديخواهى برافراشتند ، و چون انبوهى بر سر ايشان گرد آمد آهنگ گشادن سلماس كردند . از آنسوى حاجى پيشنماز كه از ملايان مشروطه‌خواه آنسامان مىبود و از دير زمانى خود را بقراباغ ارومى كشيده در آنجا روز ميگزاشت ، اينهنگام دسته‌اى بسر خود گردآورده او نيز از سوى ديگر رو بسلماس آورد ، در اين زمان سلماس و خوى بدست اقبال السلطنه ، و او امير امجد نامى را بحكمرانى آنجا فرستاده بود . امير امجد در خوى و گماشته‌اى ازو در سلماس نشيمن ميداشت . ولى در اينهنگام چون آهنگ آزاديخواهان را دانست سپاهى بسركردگى حاج حيدر خان امير تومان بدانجا فرستاد و پسر خود را نيز همراه ساخت . ليكن مجاهدان پروا ننموده شب شنبه بيست و سوم ابان ( 19 شوال ) يك ساعت پيش از سفيده بامداد بسلماس تاخته جنگ‌كنان به شهر درآمدند و امير تومان و سپاه او را نيز شكسته بازپس گردانيدند . بدينسان سلماس گشاده شده در آنجا انجمن برپا گرديد . دسته دوم بسركردگى قلعه وان‌باشى نامى بمراغه فرستاد شد كه در آنجا بيرق آزادى برافرازند و نيز غله ديوانى آنجا را روانه تبريز كنند . چون اين دسته با همه فيروزى كار ندانى از خود نمودند و آسيبها ديدند داستان آنان را جداگانه خواهيم آورد . دسته سوم بر سر مرند بود . چون پسر شجاع نظام راه پدر را ميپيمود و راهرا همچنان بسته داشته با مشروطه‌خواهان كينه و دشمنى بىاندازه مينمود ، سردار فرج آقاى زنوزى را كه از قفقاز آمده و ميان مجاهدان نامآور شده بود ، با گروهى از مجاهدان روانه كرد كه مرند را بگشايند ، و چون زنوز و جلفا كه از آنسوى مرند است ، در اين زمان در دست آزاديخواهان ميبود اينان از بيراهه خود را بزنوز رسانيده گروهى را هم از آنجا با خود برداشتند و آهنگ مرند كردند . از اينسو پسر شجاع نظام دليرى نشان داده آهنگ ايشان كرد . و تا يك فرسخ پيش رفت ، و در آنجا بمجاهدان برخورده جنگ سختى در ميانه روى داد . ولى مرنديان ايستادگى ننموده بازگشتند . پسر شجاع نظام بمرند درآمده و فردا كسان خود را برداشته بسوى خوى بگريخت ، از آنسوى مجاهدان كه تا اردكلو يك ميلى مرند رسيده بود مردم پيشواز نموده ايشان را به شهر آوردند . بدينسان مرند بدست آمده راه جلفا گشاده گرديد . اين جنگ روز يكشنبه يكم
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 805 | احمد كسروى تبريزى