تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
را رها گردانند . سپس چون خبر كشته شدن حسينخان رسيد از سياهدلى خواستند اين بيچارگان را بكشند . و آيدين پاشا كه آماده اين كارها مىبود به خون آنان تشنه گرديد . يكدسته جلوگيرى كردند و حاج حسن آقا ( فرزند حاج مهدى آقا ) تلفون بسردار كرده آنان را به خانه خود برد و بدينسان از مرگ رهاشان گردانيد .

بهمخوردن اسلاميه و تهى شدن دوچى

روز دوشنبه بيستم مهرماه مجاهدان با همه خستگى و فرسودگى كه از جنگهاى ديروز مىداشتند و از مرگ حسين خان سخت افسرده مىبودند باز جنگ و تاخت را از سر گرفتند و از ششكلان و امير خيز و بازار از هر سو به پيشرفت پرداختند . تا فرو رفتن آفتاب پيكار برپا بود و مجاهدان سنگرهايى را از دولتيان گرفته و بگوشه‌هايى از دوچى دست يافتند . از كشتگان امروز آگاهى نميداريم و تنها اسد آقا را مىدانيم كه گلوله به چشمش خورده آن را تباه ساخت . اين جوان كه بارها نامش را برده‌ايم از همدستان حسين خان و مشهدى محمد عليخان ميبود و در نتيجه دليريها كه از خود مىنمود نامش بزبانها افتاده و اين زمان يكى از سردستگان بشمار ميرفت . گلوله كه از چشمش خورده در گردنش پهلوى رگ گير كرده بود كه از پشت‌سر شكافته آن را بيرون آوردند ، و خود او زمانى در بستر ميخوابيد تا برخاسته دوباره تفنگ بدست گرفت ، و با همه يك چشمى هميشه دليريها ميكرد و يكى از بهترين سركردگان شمرده ميشد . شب سه‌شنبه بيست و يكم مهر ( 17 رمضان ) از سوى خيابان جنگ برپا و آواز توپ پياپى شنيده ميشد . خيابانيان باز بلشگرگاه تاخته جنگ ميكردند . ولى در سوى امير خيز آرامش مىبود . با اينحال پاسى از شب رفته آواز توپى از آنجا شنيده شد . مردم معنى آن را نفهميدند تا فردا دانسته شد كه همانشب دوچى تهى گرديده و اسلاميه - نشينان و سركردگان دولتى و ديگران همگى از آنجا گريخته‌اند . چگونگى اين بود كه از چند روز پيش مجتهد و امامجمعه و ديگران از جنگ نكردن دولتيان خشمناك بوده از عين الدوله بشاه رنجيدگى مىنمودند . محمد عليميرزا آنان را بتلگرافخانه باسمنج ميخواهد و دانسته نميشود كه چه تلگرافهايى در ميانه آمد و رفت مىكند . ملايان با چشم خود مىبينند كه سركردگان همگى افسرده و نوميدند ، و سپاهيان شبانه گريخته مىپراكنند ، و ميدانند كه دولتيان ياراى جنگ با شهر نمىباشند ، از اينرو ديگر باسلاميه بازنگشته در همانجا مىمانند و بديگر ملايان آگاهى داده آنان را نيز ميخواهند . از يكسوى چون روز دوشنبه مجاهدان آن چيرگى را نمودند و باز پيشرفتهايى كردند رحيمخان و شجاع نظام و لوتيان دوچى ، از ماندن در شهر بيم داشته امشب آنان نيز بباسمنج ميگريزند ، و مردم دوچى و سرخاب نيمه شب از چگونگى آگاه شده دوچيان بستار خان و سرخابيان بباقر خان مىپناهند . آن توپ براى آگاهانيدن از اين پيشامد بوده است . يكدسته از مجاهدان همانشبانه از چگونگى آگاهى يافته پيش از
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 789 | احمد كسروى تبريزى