در آنميان در يكسوى شهر يك نمايش باشكوه بيمانندى ميرفت و مشروطهخواهان كشته يكى از گرجيان را با پاس و پذيرايى كه تا امروز مانندش ديده نشده بود بگورستان مىبردند . اين يكى از داستانهاى شنيدنيست كه مشروطهخواهان تبريز ، در ميان آنهمه گرفتاريها خود را نباخته هركارى را كه مىبايست و مىشايست بانجام مىرسانيدند .
چنان كه گفتيم مسيو چليتو كه يكى از سردستگان گرجيان و از بمباندازان ايشان مىبود ، روز آدينه نوزدهم شهريور ، در گرماگرم جنگ با يك بمبى كه به ديوار خورد و تركيد سخت زخمى گرديد و در بيمارستان ميخوابيد تا ديروز يكشنبه بدرود زندگى گفت .
آزاديخوهان از مرگ آنميهمان ارجمند اندوهناك شدند و از دست دادن چنان ياورى افسوس خوردند ، و امروز كه جنازه او را به خاك خواستندى سپرد بيك نمايش باشكوهى برخاستند . بدينسان كه مردم در ارمنستان و ليلاوا كه سر راه مىبود گرد آمدند چندانكه كوچهها همه پر گرديد . در پشتبامها هم زنان و فرزندان بانبوهى گرد آمدند .
نيز يكدسته از مجاهدان كه توانسته بودند بسنگر نروند در سر راه از اينسو و آنسو به رده ايستادند .
از آنسوى چون جنازه را از بيمارستان بيرون آوردند نخست بيرق سه رنگ ايران را بجلو انداخته در پشت سر آن هزار تن از مجاهدان - هر چهار تن در يك رده - تفنگها را سرازير گردانيده ، با يك دسته موزيك روانه شدند ، پس از ايشان جوانان ارمنى با طاقنماهايى از گل بدستهاشان سرودخوانان راه افتادند ، و پس از آنان دستههاى انبوهى از مسلمان و مسيحى جنازه را دنبال ميكردند . در سر راه در چندجا گفتارهايى بتركى و ارمنى خوانده شد و پيكرهها برداشته گرديد ، و با اين شكوه و پذيرائى او را تا بگورستان رسانيدند و به زير خاك سپاردند .
در روزنامه « ناله ملت » مينويسد : « الحق و الانصاف كه آذربايجان نه بلكه ايران تا بوده جنازه احدى را از بزرگان و اشراف و رجال مملكت بدين وضع و ترتيب و عزت و اجلال حمل ننموده و در حق هيچيك از شهداى حريت اين احترام فوقالعاده را مرعى نداشتهاند . . . »
شب سهشنبه دو ساعت از شب گذشته بيكبار از همه سنگرهاى دولتيان از سر خيابان گرفته تا امير خيز شليك و جنگ آغاز گرديد و تا نزديك بامداد همچنان سراسر شهر پر از غوغا بود . دربارى اردبيلى مىنويسد : جواد خان حاجى خواجهلو كه از سوى عين الدوله براى باز كردن راه باغميشه فرستاده شده بود امشب از سختى كار جنگ در شهر ماندن نتوانسته با سواران خود گريخته بلشكرگاه آمد و مايه بيم و ترس ديگران گرديد .
روز سهشنبه هنوز آفتاب درنيامده در بيرون پل آجى جنگ آغاز گرديد . در اين
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 767
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٦٧