تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١

گفتار سيزدهم چه جنگهايى با عين الدوله و سپهسالار رفت ؟ .

در اين گفتار سخن رانده مىشود از گفتگو - هاييكه با عين الدوله رفت و جنگهاييكه با او و سپهدار رخداد تا هنگاميكه اسلاميه بهم خورد .

رسيدن عين الدوله و سپهدار

در آن هنگام كه در شهر با اهراب جنگ ميرفت و مجاهدان بيك فيروزى ديگرى ميرسيدند ، در بيرون شهر در سه چهار فرسخى يك نمايش ديگرى در ميان ميبود ، و براى دولتيان و هواداران خودكامگى مايه دلگرمى پديد مىآمد . زيرا در آن روز عين الدوله اتابك پيشين ايران و دشمن بزرگ مشروطه ، « فرمانفرماى كل » آذربايجان از راه اردبيل ، و سپهدار ( يا نصر السلطنه ) يكى از سرداران بنام دولت ، و دشمن بنام مشروطه و « رييس كل نظام آذربايجان » از راه تهران بسعدآباد ميرسيدند . چنان كه گفته‌ايم محمد عليميرزا چون مجلس را برانداخت و براى تبريز انديشه‌هايى ميداشت عين الدوله را كه در زمان مظفر الدين شاه « صدر اعظم » ايران بوده و با جنبش مشروطه‌خواهى آن دشمنيها را كرده بود بفرمانفرمايى آذربايجان برگزيد و او را براى اين كار بهتر از هركس ديگرى دانست . محمد عليميرزا چنين ميپنداشت كه شجاع نظام و رحيمخان و ديگران ريشه آزاديخواهان را از تبريز خواهند برانداخت و عين الدوله با آرامش و آسايش به شهر درآمده رشته را بدست خواهد گرفت . ولى سپس كه ناتوانى رحيمخان و سركردگان دانسته شد ، اين بار سپهدار را « رييس نظام آذربايجان » برگزيده دستور داد كه با سپاهيان روانه گردد . عين الدوله پس از برافتادن از صدر اعظمى ، بخراسان رفته در فريمان كه از آن او مىبود نشيمن گرفت ، و همانا كه ميخواست از كارها بكنار باشد و در مشروطه پا بميان نگزارد . ولى اين هنگام كه تلگراف محمد عليميرزا رسيد ، چنان كه دستور او ميبود ، از راه دريا روانه گرديده خود را بآستارا و از آنجا باردبيل رسانيد . پيش از آمدن او آوازه‌اش بهمه‌جا رسيده و سران ايلها و ديگران آماده گرديده بودند كه بپذيرايى برخيزند