تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
ساخته مىخواستند از هر راهى باشد پيش از رسيدن عين الدوله و سپهدار به شهر دست يابند و چون بيش از همه ستار خان را مايه شورش مىشناختند بيش از همه به او ميپرداختند و اينست با همه خستگى از جنگ ديروزى امروز را نيز بجنگ برخاستند . امروز نيز سواره و سرباز را به چند دسته كرده از راههاى بسيار بسوى امير خيز پيش رفتند تا انجمن حقيقت را گرد فروگيرند و يك توپ را نيز همراه بردند . در آغاز تاخت شليك نميكردند ولى چون پيش رفتند بشليك پرداختند ، و نخست توپى به مسجد ايريلو كه يكى از سنگرهاى مجاهدان بود بستند . گلوله توپ در مسجد تركيده مجاهدان تاب ايستادن نياوردند ، و چون از آنجا بيرون آمدند دسته‌اى از سواران كه بستر خشك رودخانه را گرفته و آمده بودند ، آن را سنگر گرفتند . در اينهنگام جنگ با سختى آغاز شده سواران و سربازان كه از هر سوى پيش آمده و خود را تا نزديكى انجمن رسانيده بودند همگى بشليك پرداختند و توپها غريدن گرفت . ستار خان دستور داد با توپ ديوار مسجد را از پشت بشكافتند و مجاهدان به گلوله‌باران پرداخته دسته‌اى از سواران را در آنجا از پا انداختند . امروز از سوى مغازه‌هاى مجيد الملك و عالى قاپو و از بالاى خيابان نيز جنگ پيش ميرفت و از هر گوشه آواى تفنگ و غرش توپ برميخاست . ولى سخت‌ترين جنگ در امير خيز روى ميداد و دولتيان اميدوار مىبودند اگر ديروز توپ ستار خان را گرفته‌اند امروز خود او را گرفته يا خواهند كشت . اين بود از سه سو گرد انجمن حقيقت را گرفته با سختى جنگ مىكردند و با آنكه از سوار و سرباز پياپى كشته ميشد پروا نمىنمودند . امروز نيز چند بمبى تركيده در هربار كسانى را از دولتيان نابود ساخت . امروز هم حسينخان با دسته خود به يارى ستار خان شتافت و دليرانه از پل گذشته در كوچه توتلوخ خانه‌اى را سنگر نموده پشت سر سواران را گرفت و گزند بسيارى بايشان رسانيد . تا غروب گيرودار برپا بود تا سواران شكست يافته بجاى خويش بازگشتند . اما در خيابان خود رحيمخان با دسته انبوهى از سواره با يك توپ از بالاى خيابان پيش رفتند . تا پسين جنگ سختى برپا مىبود تا رحيمخان نوميد گشته بازگرديد . همچنان از دروازه باغميشه و سوى عالى قاپو ميدان كارزار گرم مىبود و در اينجا نيز كارى از پيش نرفته دولتيان تهيدست باز گرديدند . امروز در اين جنگ ميرهاشم خان خيابانى و مشهدى محمد - صادق چرندابى با دسته‌هاى خود دليرى بسيار نمودند . به نوشته بلواى تبريز امروز تا دويست و چهل و دو كس از دولتيان نابود گرديد . ولى از مجاهدان شش تن كشته و پنج تن زخمى شد . اين دو جنگ نتيجه آن را داد كه از يكسو دولتيان بناتوانى خود پى برده ، اين دانستند كه بايد رسيدن عين الدوله و سپهدار را بيوسند . از يكسو نيز مجاهدان اندازه نيروى خود را دانسته باستوارى دل افزودند ، و همين ايستادگى دو روزه بسيارى را واداشت