تلگراف رحيمخان
« طهران بعرض خاكپاى اقدس مقدس اعلى ارواحنا فداه اقدامات دو روز قبل » « تمام اشرار محلات با توپ و تفنگ بيكدفعه سر محله شتربان و سرخاب ازدحام و تا مغازه - » « هاى مجيد الملك يورش آورده مغازهها را غارت و بامهاى آنجاها را سنگر كرده » « بودند از اينطرف سوار جلوگيرى نموده بعد از زدوخورد زياد دو نفر سرباز از اينطرف » « و پنج نفر هم از اشرار مقتول بعلاوه زخمدار زياد شكست شده فرار كردند فعلا دو روز » « است اشرار به كلى تا يك اندازه مغلوب و مضطرب بودهاند از غلام اين دو روز را » « به علت نبودن فشنگ اقدام و دنبال نشده اكثر سوار تنفگشان روسى فشنگشان به كلى » « تمام الآن يكعدد فشنگ روسى در همه سوار پيدا نمىشود غلام تاكنون آنچه از قوه » « به فعل آمده تحصيل و مصرف كرده حالا از هيچجا ممكن ندارد حضرت اجل سپه - » « سالار اعظم مخابره كرده بودند از جنرال قونسولگرى سى هزار فشنگ دريافت دارم » « ندادند مطلب جوابيه ايشان را كه بغلام نوشته بود عينا جهت اطلاع خاطر مقدس » « درج شده »
« در مسئله معهوده مثل اينكه چندين دفعه خواهش كردهايد و دوستدار جواب دادهام » « با دلايلى كه در پيش خود دوستدار است از قبول آن معذورم و در قبول آن نتيجه خوبى » « نميدانم در هر حال تكليف خودتان است براى سواره اسباب مدافعه فراهم بياوريد » « غلام بعد از يأس مراتب را به حضرت آقاى سپهسالار اعظم تلگرافا عرض نموده هنوز » « جواب نرسيده حالا نميدانم تكليف غلام در خصوص فشنگ و حقوق سوار چهچيز » « است با اين قحط و غلاى شهر سوار بيچاره چه بكنند جسارت بعرض شد غلام » « رحيم چلبيانلو مهريا رحيم »
از اين تلگرافها پيداست كه چه رنجشهايى در ميان سران دولتيان مىبود كه هر يكى « از ديگرى بد ميگفته ، و هر يكى خود را كاردانتر ميشمارده . از تلگراف رحيمخان معنى « مسئله معهوده » بيكبار روشن ميگردد . كونسولگرى فشنگ بدولتيان ميداده .
چيزى كه هست در اين بار نداده .
اينكه در اين تلگرافها از بىپولى و بىفشنگى ميناليدهاند تا اندازهاى دروغ مىبوده ، و چنين ميخواستهاند كه در برابر نافيروزيها دستاويزى ياد كنند . نيز تا توانند پول و فشنگ بيشتر بدست آوردند .
روزنامه حبل المتين كلكته نسخه تلگرافى را از محمد على ميرزا برحيمخان پراكنده گردانيده كه روزنامههاى شمس استانبول و انجمن تبريز نيز نوشتند . و آن تلگراف تاريخ « 9 جمادى الاخرى » را ميدارد كه بايد گفت در روزهاى نخست جنگ فرستاده شده چيزى كه هست ما دليل براستى آن تلگراف نديدهايم ، و در ميان تلگرافهايى كه شاه يا سروزير يا ديگرى در آن روزها براى رحيمخان فرستاده و اكنون در دست ماست ، اين