تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
« واهمه ندارد و قابل مذاكره نميداند ولى خرابى و ويرانى مملكت از حد گذشت تمام » « اين كارها محض جلب منفعت شخصى است كه بدولت و رعيت خيانت مينمايد باز بنمك » « مبارك ياد قسم مىكند مخصوصا سوء قصدى بجان غلام دارد كه غفلتا بوسيله ممكنه با » « قتل خانزاد آشوب ديگرى علاوه بر انقلاب حاضر بيندازد انشاء اللّه بعد از چند روز » « ديگر كه شاهزاده عين الدوله وارد مىشود صدق عرايض غلام معلوم خواهد شد تصريحا » « عرض مينمايم چه خانها و چه مغازه‌ها و بازارها بتاراج رفته و ميرود هر وقت عرض به » « آقايان كرده‌ام عوض اينكه عرايض مصلحانه را به ميزان عقل بسنجند و صلاح مملكت » « را در نظر بگيرند هزار گونه ناملايمات از خود آقايان و ديوانه مرندى شنيده‌ام روزى » « نيست كه كاغذهاى رسمى از نمايندگان دول خارجه نرسد ولى حضرات هيچ ملتفت اين » « نكات نيستند كسى كه با خيالات غلام همراه است سردار نصرة و جناب آقا ميرهاشم » « است استدعاى غلامانه دارم توجه عاجل فورى بفرماييد كه مملكت زياده از اين » « ويران نشود . »

تلگراف ميرهاشم

« طهران - توسط جناب مستطاب اكرم اعظم آقاى سپهسالار امير جنگ دام اجلاله - » « العالى وضع شهر كما فى السابق اشرار از سنگرهاى خودشان و ارك در تير و توپ - » « اندازى كوتاهى ندارند از اين طرف هم معاوضه به مثل مىشود به اين وضع بىترتيب » « گويا تصفيه امور امكان ندارد نه حاكم با كفايتى و نه وزير لشكر با سياستى از همه » « بدتر اطوار ناملايم اين دو نفر آقايان مىباشد كه ابدا از اعمال غرض و نفسانيت دست » « برنميدارند ساعتى نيست كه فرقه‌اى از دوستان را مغرض نكنند هركس به خيال خود اقدام » « مىكند نه مصرف تنخواه معين است و نه ترتيبى در كار است احدى چه دوست چه دشمن » « جاى اميدوارى از ايشان ندارند تمامى استعداد معين حتى نان سوارها و عموم توقعات » « به عهده دعاگو افتاده اهالى سرخاب به كلى و اغلب ناس بواسطه حركات ايشان از اسلاميه » « اعراض نموده خود دعاگو هم چندان تردد ندارم ولى از خارج مردم را بهر وسيله جمع » « و اميدوار مينمايد تنخواه حواله شده را مال خود فرض كرده بطور دلخواه صرف » « ميكنند و بشئونات ايشان بر خوردن هم اقتضا ندارد تا حال سه مرتبه رشته كار را به كلى » « جمع كرده تمامى امور تصفيه شده بود كه بىكفايتى حكومت و اقدامات ناملايم آقايان » « مجددا تغيير داد حاليه غير از اينكه حاكم كافى با اردوييكه در راهست برسند علاجى به اين » « ترتيب به نظر نميرسد لهذا اقامت دعاگو جز زحمت بىثمر و خوندل اثرى نخواهد داشت » « استدعا از درگاه عالم پناه آنكه مرخص فرمائيد چند روزى يا در نعمت‌آباد بدفع گلوله » « كه در موضع موذى مانده بپردازد و يا آنكه عازم زيارت آستان مقدس بوده باشد . اقل » « هاشم الموسوى »