شتافتند ، كه نمايندگان آذربايجان را بتلگرافخانه تهران خواهند و بگفتگو پردازند ولى نمايندگان در تهران چگونه يارستندى بتلگرافخانه آيند . از آنسوى چون آگاهى در شهر پراكنده گرديد آزاديخواهان بشور و خروش بزرگى برخاستند . تبريز را روز آزمايش فرارسيده بود . تبريزيان از روز نخست خود را نگهدار و پشتيبان مشروطه ناميدند و كنون مىبايست به كار پردازند . آن روز كه نمايندگان آذربايجان از اين شهر روانه مىگرديدند در ميانه پيمانبندى رخ داد . آنان به گردن گرفتند كه بروند و در تهران بنگهدارى مجلس و مشروطه كوشند و اينان به گردن گرفتند كه با داراك و جان ، تا بازپسين چكه خون خود ، در نگهدارى آنان پافشارند . كنون اگرچه آنان چنان كه بايستى نكردند ولى اينان نبايستى از سخن خود بازگردند . نبايستى پيمان خود را بشكنند .
اگرچه دوتيرگى در شهر افتاده بيم جنگ درونى ميرفت ، ولى اين دستاويز پيمانشكنى با نمايندگان نتوانستى بود .
تبريز چنان كه پيمان نهاده بود بالاى مردانگى افراشت . همان روز علماى آزاديخواه تلگرافى بشاه فرستاده در آن چنين نوشتند : « صدمهاى كه از اين مخالفتها خدا نكرده ملحوظست جزء اعظم متوجه بخانواده سلطنت است » .
تبريزيان درون كار را نميدانستند ، و از اينكه سفارت روس پا در كار ميدارد و نقشه با دست لياخوف روانيده خواهد شد آگاه نمىبودند . بلكه ناشايندگى مجلس و نمايندگان خود را نيز نميدانستند . از اينرو باز به انديشه چند ماه پيش افتاده ، چاره را بيزارى از پادشاهى محمد عليميرزا شمارده ، فردا چهارشنبه بيستم خرداد ( 10 جمادى الاولى ) تلگراف پايين را بانجمنهاى شيراز و خراسان و اسپهان و كرمان فرستادند :
« رفتار و حركات مخالفانه و خائنانه اين شخص خائن دولت و ملت و وطن مسبوق » « شده بلادرنك باقدامات مادى و معنوى مؤثره قيام نمايند كه دار الشورى و مبعوثين محترم » « ملت در خطر مهاجمات خائنين موقع غيرت و فتوت است كه از بركت يك قوه متحده ملى » « عموم ملت ايران را از شر و فساد خائنين مستخلص نموده و بسعادت ابدى نائل شويم »
« انجمن ايالتى آذربايجان »
اين تلگراف نتيجه آن را داد كه از همه شهرها آواز بيزارى از پادشاهى محمد - عليميرزا برخاست ، و چنان كه خواهيم ديد تلگرافها در ميان شهرها بآمد و رفت آغازيد .
رشت پيش از تبريز آگاهى يافته بخروش برخاسته بود و اين زمان كارهاى خود را آگاهى مىداد .
فردا پنجشنبه شورش در شهر بيشتر گرديد ، و چون سردستگان تلگرافخانه را نشيمن گرفته بودند مجاهدان دستهدسته به آنجا مىآمدند و مىرفتند . از تهران پاسخى كه مى - بيوسيدند نرسيد . نمايندگان از آمدن بتلگرافخانه ترسيده آمرزش طلبيدند . امروز انجمن تلگراف پايين را بنجف براى علما فرستاد :
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 598
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٩٨