تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
« آن قرار تخطى نكند و اين قرارداد را هم مردمان عاقل و امين و صحيح از خود رعايا » « بتصويب يكديگر بنويسند و بصحه پادشاه رسانيده در مملكت منتشر نمايند و گفتند نام » « آن حكمرانى بدلخواه به زبان اين زمان سلطنت استبداديه است و نام اين حكمرانى » « قراردادى سلطنت مشروطه است و نام قرارداد دهندگان وكلاء و يا مبعوثين است » « و نام مركز مذاكرات آنها مجلس شوراى ملى است و نام قراردادهاى » « آنها قانون است و نام كتابچه كه آن قراردادها را در آن مينويسند نظامنامه » « است سلسله علماء عظام و حجج الاسلام چون از اين تقرير و اين ترتيب استحضار تام » « بهمرسانيدند مكرر با يكديگر ملاقات نمودند و مقالات سرودند و همه تصديق فرمودند » « كه اين خرابى در مملكت ايران از بىقانونى و ناحسابى دولت است و بايد از دولت تحصيل » « مجلس شوراى ملى كرد كه تكاليف دواير دولتى را معين و تصرفاتشان را محدود نمايد » « تا آنكه به حمد اللّه تعالى پادشاه مرحوم موفق و مساعى علماء عظام مشكور و مجلس » « دار الشورى كبراى اسلامى مفتوح شد و اعليحضرت اقدس شاهنشاه عصر خلد اللّه سلطانه » « هم به اين سعادت مساعدت كه مبدول ميفرمايند حائز گرديد پس عنوان سخن و مبدء » « مذاكرات بىقانونى دواير دولت بود و حاجت ما مردم ايران هم به وضع اصول و قوانين » « در وظايف دربارى و معاملات ديوانى انحصار داشت و بعد همين كه مذاكرات مجلس » « شروع شد و عناوين دائر باصل مشروطيت و حدود آن در ميان آمد از اثناء نطقها و » « لوائح و جرائد امورى بظهور رسيد كه هيچكس منتظر نبود و زائد الوصف مايه وحشت » « و حيرت رؤساء روحانى و ائمه جماعت و قاطبه مقدسين و متدينين شد . » « از آن جمله در منشور سلطانى كه نوشته بود مجلس شوراى ملى اسلامى داديم » « لفظ اسلامى گم شد و رفت كه رفت اين فقره سند صحيح دارد عند الحاجه مذكور و » « مشهود مىشود و ديگر در موقع اصدار دستخط مشروطيت از اعليحضرت اقدس شاهنشاه » « عصر دام ظله الممدود در مجلس در حضور هزار نفس بلكه بيشتر صريحا گفتند كه ما مشروعه » « نميخواهيم و ديگر برأى العين همه ديديم و مىبينيم كه از به دو افتتاح اين مجلس جماعت » « لا قيد لاابالى لامذهب از كسانى كه سابقا معروف ببابى بودن بوده‌اند و كسانى كه منكر » « شريعت و معتقد بطبيعت هستند همه در حركت آمده و بچرخ افتاده‌اند سنگهاست كه » « به سينه ميزنند و جنگهاست كه با خلق خدا ميكنند و ديگر روزنامه‌ها و شب‌نامه‌ها پيدا شد » « اكثر مشتمل برسب علماء اعلام و طعن در احكام اسلام و اينكه بايد در اين شريعت » « تصرقات كرد و فروعى را از آن تغيير داده تبديل باحسن و انسب نمود و آن قوانينى » « كه بمقتضاى يكهزار و سيصد سال پيش قرار داده شده است بايد همه را با اوضاع » « و احوال و مقتضيات امروز مطابق ساخت از قبيل اباحه مسكرات و اشاعه فاحشه خانه‌ها » « و افتتاح مدارس تربيت نسوان و دبستان دوشيزگان و صرف وجوه روضه‌خوانى و وجوه » « زيارات مشاهد مقدسه در ايجاد كارخانه‌جات و در تسويهء طرق و شوارع و در احداث »