تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
مردم قانون اساسى را چارهء همه دردها دانسته و ارج بىاندازه به آن مينهادند ، و از اينسوى ندادن آن را با نابود كردن مشروطه بيك معنى ميشمردند . اين بود چاره جز پافشارى نميديدند ، و هرچه از تهران ايستادگى بيشتر ميديدند بخشم و شورش ميافزودند . اين زمان انبوه تبريزيان مشروطه‌خواه ، و اينان همه يكدل ميبودند و پشتيبانى بهم مينمودند ، و چون جلوگيرى نميداشتند در پافشارى بطلبيدن قانون اندازه نگه نمى - داشتند ، و خود اين پافشارى را بايا ميشمردند . دسته مجاهدان بسيار بزرگ و نيرومند ميبود و كوشش بنگهدارى مشروطه را به گردن گرفته آن را كار خود ميشمرد . امروز گفته شد در برخى كويها زنان در مسجدها گرد آمده‌اند و آنان نيز شورش و سهشى از خود نشان ميدهند . نيز آگاهى آمد كه مجاهدان نوبر آماده سفر گرديده‌اند كه بتهران روند . ميرجواد گرگرى پيشنماز آن كوى با چند تن ديگر رفتند كه از آنان جلو گيرند . انجمن باز تلگراف زيرين را فرستاد : « خدمت وكلاى آذربايجان دامت تأييداتهم وضع و انقلاب شهر از امروز صبح » « بتحرير نمىآيد تمامى اهل شهر در هيجان حتى طايفه نسوان با بچه‌هاى شيره‌خواره » « در مساجد محلات جمع اهالى بيطاقتى و بيصبرى باعلى درجه رسانده تسكين و تسلى » « اهالى امكان ندارد حق تعالى تفضل فرمايد ( انجمن ملى تبريز ) » از تهران پاسخ پايين را دادند : « انجمن محترم ملى با اينكه حضرت مستطاب حجة الاسلام آقاى آقا سيد عبد اللّه » « مجتهد دامت بركاته كسالت مزاج دارند بنا باستدعاى جمعى با طبيب و دوا از صبح » « تشريف آورده باتفاق حضرت مستطاب حجة الاسلام آقاى آقا سيد محمد مجتهد دامت » « بركاته و آقايان علماى اعلام مشغول تطبيق هستند و تا كار مطابقه تمام نشود هرچند شب » « لازم شود در مجلس بسر برده و بدولت منزل خودشان معاودت نخواهند فرمود اميدواريم » « با جدى كه همگى در اين باب دارند تطبيق قانون اساسى خيلى زودتر تمام شود و » « حضرات آقايان حجج الاسلام دامت تأييداتهم و مجلس شوراى ملى مساعى كامله تعهد » « ميفرمايند كه تصويب دولت و امضاى همايونى به طول نيانجاميده هرچه زودتر هموطنان » « عزيز را از شدايد انتظار و هيجان خلاص فرمايند لهذا استدعاى چند روزى را مكرر » « ميكنيم كه برادران غيرتمند بسر دادوستد خود رفته فراغت خاطرى بخادمان ملت احسان » « فرمايند كه از نهايت اضطراب و نگرانى خلاص شده و مشغول خدمت باشيم حاضرين » « مجلس ( فضلعلى ) ( مستشار الدوله ) ( تقىزاده ) ( ابراهيم » دوباره از تبريز تلگرافى به دو سيد حاجى شيخ فضل اللّه فرستاده از آنان درخواستند كه قانون را زودتر بپايان رسانند . دو سيد پاسخ مهرآميزى دادند . چون گفته ميشد بهبهانى ناخوش بوده و با آنحال براى گفتگو در پيرامون قانون بمجلس آمده تلگرافى