به آن برخيزند ، در اين هنگام نيز صد كس شبنامه مينوشتند ، و هركسى دانستههاى خود را بيرون ميريختند . بجاى آنكه در پى ياد گرفتن باشند و بدانند مشروطه چيست ، و اكنون كه آن را بدست آوردهاند چكارى بايد كنند ، و از چه راهى پيش روند ، ميدان يافته بخودنماييها ميكوشيدند .
مجلس چندگاهه هفتهء دو روز برپا ميگرديد . « نظامنامه انتخابات » چند گونه نوشته شده بود و از رويهمرفتهء آنها يك نظامنامهء بهترى پديد آوردند و چنين نهاده شد كه روز پنجشنبه چهاردهم شهريور ( 16 رجب ) بدستينه شاه رسد و در تهران ببرگزيدن نمايندگان پردازند .
ولى در اين ميان داستان ديگرى رخ داد ، و آن اينكه دانسته شد هواداران خود - كامگى نوميد نشدهاند و به اين آسانى نميخواهند دست از چيرگى بردارند ، و شاه را پشيمان گردانيدهاند و او از دستينه نهادن به « نظامنامه » بازمىايستد ، و فرمانى كه داده شده آن را بگونهء ديگرى معنى ميكنند . از آنسوى شنيده شد عين الدوله كه به اوشان رفته بود بمباركآباد آمده و گفته مىشود به شهر خواهد آمد و باز كارها بدست او خواهد بود . از اين داستان مردم شوريدند و كسانى مىكوشيدند كه « فتوى » از علماء براى بيرون كردن امير بهادر و نصر السلطنه و حاجب الدوله از ايران بگيرند .
در نتيجهء اين هياهو دولت ناگزير شد ، باز نرمى نمايد و شاه در هفدهم شهريور ( 19 رجب ) بنظامنامه دستينه نهاد . از آنسوى دستور به عين الدوله فرستاد كه آهنگ خراسان كند .
بدينسان دوباره شورش خوابيد ، و چون بنظامنامه دستينه نهاده شده بود در تهران ببرگزيدن نمايندگان « شصتگانه » آغاز كردند . دولت ايران بشمار دولتهاى مشروطه درآمد و روزنامههاى مصر و هند و اروپا گفتارها در اينباره نوشتند .
ليكن دربار هنوز از ايستادگى نوميد نگشته و انديشهء رام شدن نميداشت . اينست چگونگى را بشهرها آگاهى نميدادند . در تهران اين همه داستانها رو داده بود در تبريز و رشت و مشهد و اسپهان و شيراز و كرمان ، مردم چيزى نميدانستند ، جلوگيرى از تلگراف به حال خود ميبود . مشير الدوله جانشين عين الدوله شده و همان رفتار او را ميكرد . از اينجا دانسته ميشد عين الدوله تنها نمىبوده و ديگرانى - يا بهتر گويم : دستهاى ديگرى هم كار ميكردهاند و جلو توده را ميگرفتهاند .
دستخطهاى شاه كه ميبايست در همه جا بديوارها چسبانيده شود نشده ، و بر - گزيدن نمايندگان كه ميبايست در همه جا آغازد نياغازيده ، و شهرها بيكبار ناآگاه ميماندند . در تهران مشروطه داده شد و مجلس چندگاهه بازگرديده ، ولى در شهرها همچنان آيين خودكامگى به كار بسته ميشد . روزنامههاى اروپا از شورش ايران و از مشروطه آن سخن ميراندند ولى در تبريز و ديگر شهرها كه روزنامه ميبود يك آگاهى در
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٢٣