گزافه گفتى و در گزافهگويى خود تندروى كردى و خود را از عيب آن نهى نكردى ، چه بسا بزرگان شما قصد خلافت را كردند اما دوباره از تصميم خود بازگشتند .
اگر شمشيرهاى ابو مسلم نبود ، هرآينه بر كوشش طالبان خلافت ، گران و سنگين بود .
و ابو مسلم بندهء ايشان ( اهل بيت ) بود ، نه شما ، شما را به خاطر خويشاوندى ايشان حرمت نهاد .
شما در دل زندانها اسير و زندانى بوديد و شما را فشار مجازات زندانها ناتوان كرده بود .
ابو مسلم شما را از زندانها بيرون كرد و بدان وسيله به شما محبت كرد و رداى خلافت را بر تن شما كرد .
اما شما او را به بدترين نوع مجازات - به خاطر نفوس ستمگرتان و خود خواهيها - كيفر داديد .
پس ياد آن قومى را كه به مقدار كفاف بسنده كردهاند ترك كن در حالى كه ايشان از دروازهء خلافت آمدهاند .
آنان پارسايان و عابدانند و ايشان به آداب خلافت پايبند و عاملند ، آنان روزهداران و نمازگزاران و ساجدان در محراب عبادتند ، آنان قطب آسياى دين خدا در مكه بودهاند و چرخش سنگ آسياى دين به پيرامون آنهاست .
تو با زنان آوازه خوان و نوازنده سرگرم باش و مراتب بلند را به صاحبان خودش واگذار ، تو با توصيف دوشيزگان و زنان و تعريف خمرهء شراب با عناوين و اسامى مختلف ، باش .
و اشعار تو دربارهء توصيف ترك نماز و مىگسارى ميخواران با جامهاست .
اين شأن شماست نه شأن خاندان پيامبر ( ص ) و اسبان نجيب به روش نژاد
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي ) — صفحة 414
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤١٤