هم قطب مكّة دين الإله * و دور الرحاء باقطابها عليك بلهوك بالغانيات * و خل المعالى لأصحابها و وصف العذارى و ذات الخمار * و نعت العقار بألقابها و شعرك فى مدح ترك الصلاة * و سقى السقاة بأكوابها فذلك شأنك لا شأنهم * و جرى الجياد بأنسابها [ 1 ] و با مردم در طول عمرش نماز گزارد در حالى كه حيدر - على عليه السّلام - در صدر محراب نماز بود پس چرا لباس خلافت را جدّ شما ( عبد اللّه بن عباس ) به تن نكرد ، اگر - به قول شما - او سزاوارتر به خلافت بود ؟
و آنگاه كه خلافت را به شورا نهادند ، آيا او يكى از اعضاى شورا بود ؟
پنجمين فرد بود ، يا ششمى ، در حالى كه افراد جلو چشم عمر بن خطاب واضح بودند و اين سخن تو ( كه خطاب به اهل بيت گفتى ) « شما پسران دختر پيامبريد » و عموزادگان نزديكترند .
دخترزادگان در مقايسه با عموزادگان پيامبر ( ص ) آنها در خويشاوندى نزديكترند .
بنابراين دربارهء خلافت ، فضيلت مورد اختلاف را واگذار ! كه مركب خلافت رام سوارگانش نبود تو را چه به تحقيق و جستجوى موضوع خلافت ! كه اين لباس را به اندام تو نپوشاندند و جز يك ساعت با تو همفكرى و مشورت نكردند ، پس تو براى اسباب خلافت شايسته نبودى و چگونه روزى مردم خلافت را به تو بدهند ، در حالى كه تو به آداب خلافت مؤدّب نيستى و گفتى : « شما قاتلان شيران بنى اميه در بيشههايشان بوديد ! »
هامش
[ 1 ] مقاتل الطالبيين : ص 600 .