و قد شمر الموت عن ساقه * و كشرت الحرب عن نابها فأقبل يدعو الى حيدر * بارعابها و باذهابها أو مل ان يرتضيه الأنام * من الحكمين لا شهابها ليعطى الخلافة أهلا لها * فلم يرتضوه لانجابها « هان ، به بدترين بندگان خدا و طاغوت و دروغگوى قبيلهء قريش ، و ستمگر بر بندگان و سركش سركشان ، آن كه از بزرگان بدگويى و غيبت مىكند ، بگو :
آيا تو بر خاندان پيامبر ( ص ) فخر مىفروشى و فضيلت خاندان ايشان را منكرى ؟
به وسيلهء شما ، يا به وسيلهء خاندان پيامبر ( ص ) شرارت مداوم دشمنان را رفع كرد ؟
آيا از شما پليدى برداشته شده است يا از همچون ايشان پاك نفوس و صاحبان نفوس پاك ؟
و يا اين كه پليدى و شراب ، كار شما و عبادت و نيايش فراوان كار هميشگى آنهاست ؟
شما گفتيد : وارث جامههاى پيامبريم و شما از ( فضائلى كه ) در اطراف او بوده محروميد .
و از نظر تو پيامبران چيزى را به ارث نمىگذارند ، پس چگونه جامههاى نبوت نصيب شما شده ؟
بنابراين در هر دو صورت دروغ گفتى و تو نوش را از نيش نشناختهاى ! آيا جدّ تو به آنچه مىگويى راضى است و روزى نسبت به اين قبيل گفتهها ترديد نداشته است ؟
در صورتى كه او در جنگ صفين با آنها همچون جنگ با ستمگران و دارودستهشان ، مىجنگيد .
و دامن جانبازى بر كمر زده بود در حالى كه جنگ دندانهايش را در هم فشرده بود .
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي ) — صفحة 411
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤١١