حضرت رضا عليه السلام را به اسم قرض و وام پيشنهاد خاطر نموده ، اولا امام جمعه و جمعى از معارف علماء و خدمه را بحبس نظر سپردهء جمعى از لشكر گردانيد . پس بدست بيشرمى قناديل و ادوات طلا و نقره آلات حضرت را گرفته مسكوك گردانيد و همچنين غلات و حبوبات خالصهجات حضرت كه در انبار بود به سيورسات لشكريان ايثار نمود .
به حمد اللّه و المنّه جز از خسران و خذلان فايده نديده ، خلاصه چون اين اخبارات بعرض كارگزاران دولت ابد مدت رسيد ، فرمان قضا جريان صادر گرديد ؛ كه لشكرى مجدد مأمور خراسان و به معسكر حسام السلطنه ملحق آيد . اتابك اعظم سه فوج ماكو و گروس و همدان و جمعيتى سواره و شش عراده توپ و خمپاره به سردارى صمصام خان سرتيپ در نهايت ساختگى و آراستگى روانه گردانيد . چراغعلى خان زنگنه كه مردى فهميده و كاردان بود مجدد بهمراهى اين لشكر ، حسب الامر رهسپر شد . روز ششم ذيقعده وارد ارض اقدس و بر حسب امر حسام السلطنه بتقديم خدمات مرجوعه اشتغال نمودند . شب نهم ذيقعده سالار جمعيتى كامل از اهل شهر و تركمان را به تاخت قراء متصرفى حسام السلطنه روانه ساخت . حسام السلطنه پس از استحضار ، سامخان ايلخانى را با تمام سواران لشكر به تعاقب آنها مأمور به ايلغار فرمود . هنگاميكه آنان دو قريه از چناران را چاپيده جمعى از اناث و ذكور را مأسور نموده معاودت به شهر مىنمودند . تلاقى فريقين روى داد .
پس از كوشش و كشش زياد نصرت به سامخان و هزيمت به لشكر سالار نصيب افتاد .
اسرا استخلاص يافته به اوطان خود شتافتند . علاوه از آن جماعت جمعى كثير مأسور گرديد . خراسانيان عريان و تركمانان بيجان شدند ، زمان محاصره قريب بيك سال كشيد ، چون ديگر سر از گريبان خمول در نياورده به سپردارى متانت حصار ، بخوددارى پرداختند . حسام السلطنه همت به سختى محاصره پرداخت ، در اطراف شهر سنگر و باستيان متعدد و بروج مشيد ترتيب داده در هرسنگرى فوجى مأمور و در هربرجى جمعى به حراست نامزد گردانيد . در اين هنگام از ميرزا محسن خان خافى مبشرى كافى چون بشر حافى رسيد و اخبار آمدن جمعيتى وافى از تركمانان به عزم اعانت سالار در شش فرسنگى رسانيد . عباسقلى خان سرتيپ با شش عراده توپ و دو فوج پياده نظام و سامخان
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص٦٩