به ميرزا سلطان خان بهبهانى مفوض داشت . رحمة اللّه عليه :
كسى نيك بيند به هردو سرا * كه نيكى پسندد به خلق خدا
خود به طريق مهمان در بهبهان ، در مدت حكومت روزگار مىگذاشت .
حكومت دارابجرد به اميرزاده مهديقلى ميرزا خلف شاهزاده محمد ولى ميرزا بود .
چون جمال نام از طايفهء بهارلو مصدر شرارت ، در شوارع و طرق مشغول به راهزنى بود ، مشار اليه با جعفر قلى ميرزا برادرش ، به گرفتن وى مأمور گرديدند . جمال خسارت مآل به سمت محالات لار فرار اختيار كرد ، چند تن از كسان مشار اليه بدست آمد .
خود مشار اليه به علت نسبت سببى كه با خير اللّه نام ، كدخداى يكى از قراء سبعهء لارستان داشت ، به وى توسل جست ، خير اللّه محض آسايش عباد اللّه آن را مغلولا به دارابجرد فرستاد . اميرزادگانش به شيراز آوردند . حسام السلطنه به دار الخلافهاش روانه نمود .
هم در اين سال حكومت تويسركان و ملاير ، علاوهء محالات عراق ، به اميرزاده نصرت الدوله ، خوانسار و گلپايگان به اميرزاده احمد ميرزا عنايت آمد . حسنعلى خان گروس سرتيپ اول و جنرال آجودان حضور به وزارت مختار دولتين بهيّتين فرانسه و انگليس ، و اقامت دار السلطنهء پاريس برقرار گرديد .
جمعى از متعلمين مدرسهء دار الفنون ، به جهت تحصيل علوم به رياست عبد الرسول - خان نوادهء مرحوم صدر اعظم اصفهانى ، به اتفاق مشار اليه مأمور به توقف پاريس گرديدند . ميرزا حسينخان خلف ميرزا نبى خان امير ديوان قزوينى ، كه به كفايت و كاردانى اشتهار دارد ، الحق شايستهء خدمات بزرگ و سزاوار مناصب سترگ است ، وزير مختار و مقيم دار الخلافهء اسلامبول آمد .
ميرزا زمانخان كاشانى به كارپردازى قاهرهء مصر ، و ميرزا مهدى نام به ارزنة - الروم ، و حاجى بهاء الدين به شام ، و ميرزا حسين به طرابزون مأمور گرديدند .
چون دولت بلجيم [ بلژيك ] را با اين دولت قوى شوكت ، قديم به توسط امين - الملك معاهدهء دوستى بسته آمده بود ، سفيرى موسوم به « موسيو بازى » از جانب دولت مزبور