تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
اميرزادهء حسام السلطنه در شهر شوال همين سال به حكومت و ايالت مملكت فارس اختصاص يافت . نواب ايشان در ايّام حكومت خراسان و بعضى از محالات عراق ، در امور ملك دارى شهرهء آفاق ، و اوامر و نواهيش به جا ، و تير تدبيرش بىخطامى بود . با عامهء هواشات [ تمام مردم ] حسن مماشات مرعى مىداشت . ولى در اين حكومت به اقتضاى زمان يا محض پاداش ، جسارت سابق فارسيان نسبت به فرمانرواى مرحوم خلد آشيان ، بر خلاف حسن سلوك و شعار ايام ماضى ، خود را راضى ساخت . با زمانه انبازى جست . به اغرا و سعايت بعضى از ارباب حسد ، حاجى قوام الملك را كه در قدمت خدمت و ظهور فدويت در حضرت جم مرتبت مستغنى الحدّ و الوصف است ، با قراول و نگهبان به دار الخلافه فرستاد . مشير الملك را مصادره فرمود ، باقر خان تنگستانى با آن همه خدمات و جان - فشانى كه از اشتهارش حاجت به اظهار نيست ، به سعايت ملك التجّار بوشهر در همان بوشهر كه عمل جانفشانى و مقتل شهداى تنگستانى بود محبوس فرمود ، قريهء اهرم كه ملك موروثى و ابتياعى باقر خان و ساير اهالى تنگستان است از ايشان انتزاع و به طايفهء دشتى كه بينهما عداوت و بغضاء ، به سالها برقرار است ، واگذار نمود . چون در اين حكومت اهالى فارس را اعتلا و استعلايى دست نداده بود ، در يك روز بيست و چهار نفر « مرة بعد واحده » بدستيارى توپ و خمپاره به اعلى مدارج سماوات ، قرين ماه و ستاره گردانيد :
مىخواست كه او دست رساند به فلك * دستش نرسيد ليك دستش برسيد
خلاصه اول مرحلهء ورود ، به سبب عدم بصيرت و اطلاع و اشتباه‌كارى صاحبان اغراض ، وقايع مرقومه روى نمود . حكومت بوشهر و دشتستان را اولا به سليمان ميرزا ، خلف مرحوم فريدون ميرزا فرمانفرما محول ، پس از چند ماه به اسد اللّه ميرزا نبيرهء ظل السلطان مفوض داشتند . كوهكيلويه را به محمد ابراهيم خان قاجار واگذار نمودند ، ولى مشار اليه نظر به رعايت خانوادهء رسالت ، آن ولايت را كما فى السابق