در اول عشر آخر محرم اين سال رأى مبارك اقدس شاهنشاهى - صان اللّه شوكته عن التناهى - بر اين قرار گرفت كه پيشكارى و كارگزارى دولت ابدمدت را بر وجهى احسن و طريقى مستحسن تبديل فرمايد ، لهذا حكم اعتزال ميرزا آقا خان از منصب صدارت به دستخط مبارك ، مصحوب حاجى عليخان حاجب الدوله ، به مشار اليه انفاد و ارسال گرديد :
هزار ساله حكومت بدان نمىارزد * كه ترككى بدر آيد كه « الكه ألّندى » « 1 »
اقبال را بقا نبود دل در او مبند * عمرى كه بر غرور گذارى عنا بود
ور نيست باورت ز من ، اينك تو خود ببين * كاقبال را چو قلب كنى « لابقا » بود
پس حسب الامر خسرو گردون غلام ، مستوفيان عظام به محاسبات ظاهرى ممالك محروسه رسيدگى نموده ، جز از سالى شصت هزار تومان كه از ديوان همايون در وجه ميرزا آقا خان مستمر و برقرار بود ، در اين ايام صدارت سالى « يكصد و ده هزار تومان » علاوه از راتبهء استمرارى و تعارفات و هدايا و پيشكش ، و ارتشاء مأخوذى مشار اليه ، و علاوه بر دوازده هزار تومان مقررى ميرزا كاظمخان نظام الملك ، سالى هيجده هزار تومان به قلم درآمد . خديو بلند اقبال ، زياده از مأخوذ يكسال مطالبه نفرمود . با ساير كارپردازان و عمّال آن جماعت به همين منوال معاملت رفت .
ميرزا آقا خان با سه نفر از اولاد به اقامت سلطانآباد عراق مأمور گرديد
« يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
و
يَحْكُمُ ما يُرِيدُ . »
هم در اين سال كوكب اقبال حاجى عليخان حاجب الدوله و فراشباشى ، به جهت عدم اعتدال به درجهء هبوط و و بال رسيده ، معزول و محبوس گرديد . پس از دادن مبلغ بيست هزار تومان كه از بابت وجوه مصارف عمارات متصرف بود ، استخلاصش روى نمود .
منصب حاجب الدوله و خدمت فراشباشىگرى به حاجى محمد خان پيشخدمت ، كه مردى خوشفطرت و سليم النفس و پاك اعتقاد است ، مفوّض و مرجوع گرديد .
هامش
( 1 ) الكه ألندى : اين كلمه تركى است ، جزء اول به معنى سرزمين و حكومت است و جزء دوم به معنى دست بدست شدن ، يعنى « دوران فرمانروايى سپرى شد » .