تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
بيت
صبا : بخوشيد درياى فرّ و شكوه * بخوشاد دريا ، به طوفاد كوه
سرى كه مظهر اعزاز و بر سران و سروران روزگار سرافرازى داشت بر سر نيزه بنزد شيخ عليخان بردند . مشار اليه در ساعت به طهران خدمت جناب وكيل فرستاد چون سرداران سرافراز رعايت سران با اعزاز را سرآمد جميع بزرگ منشىها مىشمارند ، پادشاه رؤف مهربان كريمخان اسكنه اللّه فى بحابيح الجنان اظهار سوگوارى فرمود ، با نهايت احترام به استر ابادش روان نمود كه با جسد شريفش ملحق و مدفون ساختند . اين واقعه هائلهء غم‌اندود مطابق سال هزار و صد و هفتاد و دو بود . ابناء عاليمقدارش بعضى در قزوين و برخى در شيراز عزلت‌گزين آمدند .

ذكر حقايق اخبار آقا محمد پادشاه قاجار و بيان جهانگيرى آن شهريار قهار

جناب آقا محمد خان كه ارشد و اكبر بود در شيراز ولى با نهايت احترام و اعزاز با زمانه دمساز آمده تا در سنهء شنبه سيزدهم شهر صفر سال هزار و صد و نود و سه كه نوبت سلطنت پادشاه ذى شأن كريمخان عليه الرحمة و الغفران به انتها رسيد و روانهء عالم آخرت گرديد ، جناب آقا محمد خان در ايام مرض پادشاه ببهانهء شكار اكثر ليل و نهار در خارج شيراز منتظر اخبار ، پس از آنكه بتوسط عمه يا خالهء خود كه از جملهء اهالى حرم‌سراى پادشاهى بود اطلاع حاصل نمود ، با دو نفر از برادران و چند نفرى از مخصوصان سه روزه به اصفهان و از آنجا به مازندران رفت . به خيال ملك‌ستانى و جهانگيرى آمد برادرانش به فساد بعضى از حساد بمقام عناد شدند . در آن اوان عليمراد خان زند از جانب ابو الفتح خان و كريمخان كه مدعى سلطنت بود و زكى خان بوكالتش اقدام مىنمود به ارادهء تسخير مازندران آمد با سپهدار قاجار مقابله و مجادله كرد . شكست بر لشكر الوار افتاد . منهزما به اصفهان معاودت نمود جهانگير قاجار جناح بلندپروازى گشود به اندك زمانى برادران عاليمقام را آرام و وحشىصفتان مازندران و لاريجان را رام فرموده از آن‌جا به تسخير سمنان و دامغان و بسطام پرداخت . اعاظم آن حدود را مطيع و منقاد خويش ساخت .