پادشاه قهار خود را در معرض سخط و سياست مىدانستند بعزم قتلش كمر بستند در شنبهء بيست و يكم ذيحجه سال هزار و دويست و يازده كه كلمهء تاريخ ، تاريخ اوست بر بالينش شتافته به زخم خنجر بدرجهء شهادتش رسانيدند .
ذكر حقايق اخبار فتحعلى شاه عليين آشيان و بيان حالات آن خديو ثريا مكان
روز دوم محرم سال هزار و دويست و دوازده اين خبر وحشت اثر را بابا يوسف شاطر به شيراز رسانيد . بابا خان جهانبانى وليعهد خاقانى را مطلع گردانيد . بيدرنگ آهنگ دار السلطنهء طهران فرموده پس از ورود عليقلى خان عم را مكفوف البصر نمود ، حسينقلى خان برادر كهتر را نيز از پارهاى خيالات فاسده آسوده ساخت . چون از صادق خان شقاقى در آن ايام صورت نفاقى بظهور رسيده بود با لشكرى قيامتاثر بعزم تنبيه مفسدين بجانب قزوين نهضت فرمود . در حوالى قزوين خان شقاقى به اتفاق بمقابلهء آن يگانهء آفاق جسارت ورزيد . خسارت ديد و منهزم گرديد . قاتلان خاقان شهيد در اين هنگام دستگير شده بسياست رسيدند . چون ساحت زنجان از مقدم نواب جهانبانى رشك جنان آمد عرايض از خوانين آذربايجان رسيد . الطاف جهانبانى قرين حال ايشان گرديده بهريك از تبريز و خوى و ايروان حكام كاردان تعيين آمد سليمانخان نظام الدولة بن محمد خان بن اسكندر خان قوانلو به انتظام دار المرز رشت مأمور گشت . نواب جهانبانى بدار السلطنهء طهران معاودت فرمود در ساعتى سعيد بمباركى چون ايام عيد جالس سرير سرورى و بر متكاى پادشاهى و برترى متكى آمد . صبا :
« ز تخت آقا محمد خان شد و بنشست بابا خان »
با تاريخ جلوس ميمنت مأنوسش مطابق است . در آن اوان شاهزاده محمود بن تيمور شاه افغان شرفاندوز حضور پادشاه ذى شأن گرديد بعنايات الطاف شاهى مباهى آمد در همان اوقات شرارهء آتش فسادى از اخگر فسردهء محمد خان كه از تعبيهء امراء زنديه بود شعله كشيد ولى به زودى به آب شمشير امراء قاجار خاموش و منطفى گرديد . در آن اثناء اولياى دولت را اخبار طغيان و نافرمانى جعفر قليخان و صادق خان شقاقى و محمد قليخان اروميهاى معروض افتاد . پرچم و رايت ظفرپيكر بجانب آذربايجان در اهتزاز آمد نظام - الدوله سليمانخان قاجار مقدمة الجيش گشت . صادق خان بتوسط مشار اليه در شاهراه