تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
داد . اينان نيز به خيال شبيخون آمده ايلخانى را به عزيمت خويشتن آگاهى دادند ، دو هزار نفر پياده نظام منتخب نموده و هشت عراده توپ و دويست نفر سواره و تمامى سركردگان به عزم شبيخون از دالكى حركت به سمت برازجان نمودند . بنه و آغروق را در دالكى به عبد الحسين خان نورى ، سرهنگ توپخانه كه از نام‌يافتگان همين زمانه بود سپرده آمد . ايلخانى دو ساعت از شب گذشته از ننيزك برحسب اخبار و مواضعه عازم برازجان گرديد ، به سبب قرب جوار هنگامى كه لشكر انگريز حركت ، و به مقدار فرسخى طى مسافت نموده بودند به آنها رسيد ، به كارزار اقدام نمود . سهرابخان سابق الذكر برادرزادهء ايلخانى با جمعى سواره كه مقدمة الجيش جمعيت ايلخانى بودند ، داد جلادت دادند ، بنوعى كه از تفنگ گذشته با سرنيزه و خنجر جمعى از طرفين در خاك و خون آغشته آمدند . تا دو ساعت بعد كه قريب به طلوع فجر بود ، شجاع الملك نيز خود را رسانيد . چون موازات خصمين و محاذات صفين به ظهور پيوست ، سربازان جانبين و دليران طرفين در مبارزت آمدند . داد جلادت و رشادت دادند . از كثرت دود توپ جنگ ، هوا تار و تيره و از شعلهء نيران نمرود تفنگ چشمها خيره گشت . فردوسى :
به جنبش درآمد دو درياى خون * شد از موج آن خون زمين لاله‌گون برآمد ده و دارو بندو بكش * نه با اسب جان و نه با مردهش
تا بعد از انقضاء دو ساعت كه سردار كل افواج سيارگان از افق شرقى به ميدان فسيح الاركان آسمان خراميد ، برحسب تقدير و قلّت تدبير مأمور و امير آثار ضعف و انكسار در لشكر اسلام آشكار گشت ، سرور لشكر چو از قوانين نظام و آداب حرب بىخبر بود ، راه عزيمت كه عين غنيمت دانست پيش گرفت ؛ چنان كه تا كنار « تخته خشت » كه ده فرسنگى رزمگاهست هيچ‌جا مجال استراحت و توقف نيافت . بيت قاآنى :
فعل يك فحل نيايد ز هزاران عنّين * كار يك خود نيايد ز هزاران معجر