شديدى در كار آورد . لشكر انگريز در قريهء چاه خانى اقامت كرد . قشون ايران به برازجان معاودت نمود . شبانه مجدّد به كنكاش و شورا اقدام نمودند . ايلخانى كه مردى مجرب و ازرموز حرب بااطلاع بود ، همچنين مصلحت ديد كه به منزل ننيزك كه دهنهء كوه ، و با آب و علف ، و تا برازجان يك فرسخ و نيم مسافت است ، نهضت نموده و در پناه حصن حصين خدا آفرين جبال متحصن شده تا عند الفرصت به شبيخون يا مقابله پردازند .
شجاع الملك رفتن به دالكى ، كه تا برازجان چهار فرسخ مسافت داشت ، به صواب اقرب دانست ، اختلاف آراء در ميان آمد ، على الصباح شجاع الملك به جهت رياست لشكر و ايلخانى به ملاحظهء نجات از خطر و احتمال ظفر هريك به سمتى رهسپر گرديدند . در اين اثنا سواران مقدمة الجيش لشكر انگريز به برازجان رسيد ، چون سياهى لشكر ايلخانى هنوز نمودار بود ، وى را تعاقب نموده ، اين معنى واضح است كه سوارهء هندوستانى در مقابل سوار ايرانى كه هريك رستم دستانى و سام نريمانى خود را مىدانند .
بيت
با كبك تو دانى چهكند مخلب شاهين * با گردن آهو چهكند پنجهء شيران
سهراب خان خلف مصطفى قليخان مرحوم كه ايلخانى را برادرزاده و جوانى شجاع و آزاده است ، با سوارى چند از جماعت قشقائى عطف عنان نموده دو نفر سوارهء هندوستانى بر خاك هلاك افكنده ، مركب و اسلحهء ايشان را تصاحب ، رؤوس منحوسشانرا به حضور ايلخانى رسانيدند . شجاع الملك به دالكى رفت ، قدرى از قورخانه و اثقال و خيام بعضى از لشكر بسبب عدم باركش برجاى ماند ، لشكر انگريز در برازجان در همان مكان منزل نموده ، اولا اسباب حربيه و آلات جارحهء اهالى برازجان را گرفته ، اسب و قاطر آنچه در آن قريه بود متصرف ، زياده متعرض نگرديدند . بعد از سه روز توقف عزيمت انصراف به بوشهر نمودند .
چنان كه مرقوم گرديد ، سرهاى سواران انگريز بعد از آنكه مشهود ايلخانى آمد به دالكى فرستاد ، و شجاع الملك را از توقف لشكر انگريز در برازجان اطلاع