بعد از پنج ماه كه اطمينان كامل از انتظام در امور سرحدات آذربايجان حاصل گرديد ، به دار الخلافهء طهران مراجعت نمود .
هم در اين سال « آبت صاحب » قونسل دولت بهيّهء انگريز كه مأمور به توقف دار الخلافهء طهران بود ، چهاردهم شهر صفر وارد گرديد . ميرزا عبد الغفار خان نايب وزير دول خارجه آن را پذيره شده به احترامش به دار الخلافه آورد . و همچنين در اين سال اميرزاده مؤيد الدوله طهماسب ميرزا به ايالت دارائى مملكت فارس مخصوص گشت بعد از ورود به فارس نسبت به اعاظم و اواسط الناس رأفت و عطوفت اطهار و نظمى كامل به روى كار آورد ؛ ولى به سبب انوار صدارت عظمى كاخ عمارت امارتش بىبها و نور بود ، و قصور ايوان ديوان جلالتش در غايت قصور و فتور . حاكمى محكوم بود ؛ و اميرى مأمور . لاعلاج از اين بود كه تعديات ميرزا نعيم را در بلوكات كأن لم يكن انگارد ، و اقاويل باطلهء مهر عليخان را وحى منزل شمارد . و فقراء مظلومين نيريز و داربجرد را به حكم عمومى « بابى » داند . و ضعفاء و ملهوفين جهرم و قير كازرون را خارجى و وهابى خلاصه حين ورود مجددا هنگامهء نيريز روى نمود .
اصل اين مقدمه چنين بود كه : حكومت دارابجرد و نيريز را به ميرزا نعيم لشكر نويسباشى فارس ، كه صدر اعظم را برادرزن و بنى عم بود ، داشت . در اين ايام حكومت از صامت و ناطق مهما امكن اثر نگذاشت ، اهالى نيريز بستوه آمده معدودى از بقيهء جماعت بابيه كه در خفايا و زوايا بسر مىبردند به اخراج نايب ميرزا نعيم كه عامل خراج بود برانگيختند ، چون اين خبر به ميرزا نعيم رسيد ، بنوع دلخواه خويش خدمت اميرزاده مؤيد الدوله معروض گردانيد . چون به سبب اتفاق ، بابى و محل نيريز ظاهرا دور از صدق و صواب نمىنمود مسموع افتاد . ولى چون مؤيد الدوله مردى خداپرست و ظاهر الصلاح بود ، طريقهء احتياط و حزم را از دست نداده قطع و فصل اين ماجرا بر ذمهء خود ميرزا نعيم نهاد ، با جمعى از پياده نظام و دو عراده توپ و تفنگچى چريك به سفر نيريز مأمورش گردانيد . در عشر آخر محرم خود ميرزا نعيم به نيريز رسيد . غرّهء صفر كار به مقاتلت و مبارزت انجاميد . جمعى كثير از صالح و طالح و فقير و شرير نيريزى
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص١٢٨