تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ رشيدى ( فارسي ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
بپرسيد كاى مجلس آراى مرد * كه بود اندرين مجلست پاى مرد
رزى داشتم بر در خانه گفت * به سايه درش نيك مردى بخفت
در اين وقت نوميدى آن مرد راست * گناهم ز دادار « 1 » داور بخواست
كه يارب بر اين « 2 » بنده بخشايشى * كزو ديده‌ام وقتى آسايشى
چه « 3 » گفتم چو حل كردم اين راز را * بشارت خداوند شيراز را
كه جهور در سايه همتش * مقيمند و بر سفره نعمتش
درختيست « 4 » مرد كرم باردار * وزو بگذرى هيزم كوهسار
حطب را اگر تيشه بر پى زنند * درخت برومند را كى زنند ؟
بسى پايدار اى درخت هنر « 5 » * كه هم ميوه‌دارى و هم سايه‌ور 998
چون به خدمت كامران ميرزا رسيدم ؛ بيت :
جان رميد از تن به كويش آرميد * از قفس مرغى به گلزارى فتاد « 6 »
به انواع عواطف پادشاهانه و صنوف الطاف خسروانه تلقى نمود ، چنان كه مرارت كثرت محن و آلام كه حلاوت حيات را در كام جان تلخ ساخته بود همه را « 7 » به ترياق كثير الطاف و مفرح دلپذير اعطاف تشفى تمام فرمود . نظم :
برون بينم اوصاف شاه از حساب * نگنجد درين تنگ ميدان كتاب
گر آن جمله را سعدى انشا كند * مگر دفترى ديگر املا كند « 8 »
در خلال اين حال يكى از اولاد شاه اسماعيل آمد و قندهار را گرفت . 999 شرح اين واقعه چنان است كه سام ميرزا نام يكى از اولاد شاه اسماعيل از برادرش شاه طهماس به جمعى گريخته در حدود سيستان آمد . از آنجا متوجه قندهار شد و در قندهار ميرخواجه كلان 1000 بود . اين امير خواجه كلان پسر مولانا محمد صدر است كه از عظماى اركان دين
هامش
( 1 ) . نگ : داراى . ( 2 ) . نب : بدين . ( 3 ) . نب : چو . ( 4 ) . نب : درخت است . ( 5 ) . نب : بسى پاى را تيشه بر بن زنند . ( 6 ) . نگ : - اين چند بيت از بوستان . . . فتاد . ( 7 ) . نگ : + بزدود . ( 8 ) . نگ : - به ترياق . . . املا كند .