گل جيب قباى ارغوانى بدريد * قمرى نمد سياه در گردن كرد « 1 »
بر سر مضجع خان - نوّر اللّه مضجعه - « 2 » نشست . چون رشيد سلطان همچنان سوار تا در خانه رسيد ، عمّم پيش برآمد ، گريبان چاك زده و محاسن مبارك بركنده و دستار كبود بر زمين زده و نمد سياه در گردن كرده .
نظم :
دل خون و جان فگار و جگر ريش و سينه خاك * هم خود بگو كه چون نكشم آه دردناك
عطر كفن ز خاك درت كردم آرزو * واحسرتا كه مىبرم اين آرزو به خاك « 3 »
وافغان ، وا حسرتا وافريادا ، وادردا « 4 » بركشيده برآمد . رشيد سلطان فرمود كه بگيريد . از طرف گرفتند و تيغ نامسلمانى را بر گردن مسلمانى راندند . سرش از تن جدا كردند و على سيد كه در چند محل ذكر او سبق يافته او را نيز به درجه شهادت رسانيدند .
چون اين هر دو مظلوم را شهيد كرد « 5 » از اسب فرود آمد ، به سر تربت پدر رفت و از آنجا پيش حضرت عاليات رفته فى الجمله مراسم تغريت را مرعى داشت . در خلال اين حال ميرزا على طغاى را به كاشغر فرستاد . فرزندان اعمامم را ، حسين منصور ابن سيد محمد ميرزا و ابن ميرزا ابابكر سلطان محمد ميرزا ، و ابن سيد محمود ميرزا ، هر سه را ( 316 پ ) كه سنين عمر ايشان با بيست نرسيده بود به قتل آوردند و از استخفاف « 6 » و تاراج دقيقه نامرعى نگذاشتند و آنچه عمّم در حق رشيد سلطان نيكى و به خدمات استقدام نموده بود همه را به مقاتله مقابله فرمود و عهود و مواثيق كه به تغليظ ايمان و سخط سبحان مؤكد بود چون خونبهاى ايشان آشاميد . « 7 » 947
جهان پر كفر از آن زلف دو تا شد * مسلمانان ، مسلمانى كجا شد « 8 »
در رسوم خلايق چنان است كه براى اعزّه مميتين با طيب اموال و اهل مواشى ختم
هامش
( 1 ) . نگ : - چنان كه گفتهاند . . . كرد .
( 2 ) . نگ : - نوّر اللّه مضجعه .
( 3 ) . نگ : - نظم دل خون و . . . خاك .
( 4 ) . نگ : - وا دردا .
( 5 ) . نگ : چون اين هر دو بد اقبال را مقتول كرد .
( 6 ) . نگ : + [ نسبت به باقى ماندگان - يعنى بيوهها و خويشان عمّم ] .
( 7 ) . نگ : خونبهاى ايشان مصرف كرد .
( 8 ) . نگ : - جهان . . . شد .