مرض مقاوت تواند نمود . اگر امتداد و مرور در زمين دمگيرى متمادى گردد ( 313 ر ) به آن تمدد شايد قوت وافى نتواند بود .
بيت :
جز دو گونه چارهء كارت كجا بى * يا بميرى يا كشندت راست راست « 1 »
امراى نافرجام بد رأى كه اعظم ايشان ميرزا على طغاى باشد پادشاهى بدين مرض را در اسب سوار شده از چهار « 2 » جانب گرفته به سرعت روان شدهاند . اگرچه ايستادن نيز موجب هلاك است اما محافه بايد ساخت . عذر ناساختن آنكه به عقبه بالا نمىرود ، اگر به عقبه بالا نرود تا آنجا كه تواند رفت . ع : روزى كه قضا باشد كوشش نكند سودى . « 3 » هشت روز مسافت را به چهار روز قطع كردند . نماز پيشين به سه فرسخى آن منزل كه در آنجا آن مرض كمتر مىباشد رسيده بودند كه در رسيد .
نظم :
چون رسد وقت آن كه اين تركيب * متلاشى شود ازو اجزا
قيل و قالى درو نمىگنجد * نيست كس را مجال چون و چرا « 4 »
در آن ساعت قوت طبيعت از شدت مرض ساقط و اشتداد مرض از قوت آن آب و هواى دوزخآسا 931 كه در تعريف تبت سابق مثبت است كه :
هجر و وصل تو سموم است و سراب است آنجا * نزيد هيچكسى آب و هواى عجب است « 5 »
طبيعت را مغلوب مطلق ساخت ، لابل آن پادشاه ديندار درويش نهاد و خان ذو اقتدار « 6 » صاحب عدل و داد ، داعى
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
932 را لبيك گفت و روح مطهر او از اين خاكدان ملوث « 7 » به عالم اطهر اقدس خراميد .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، 933 - انار اللّه برهانه و نوّر ضريحه - .
نظم :
دريغ آن شهنشاه صاحب قران * جم تاج بخش ممالك ستان
هامش
( 1 ) . نگ : - بيت جز . . . راست .
( 2 ) . نگ : هر .
( 3 ) . نگ : - اگر به عقبه . . . سودى .
( 4 ) . نگ : - كه در رسيد . . . و چرا .
( 5 ) . نگ : - كه در تعريف تبت . . . است .
( 6 ) . نگ : - درويش نهاد و خان ذو اقتدار .
( 7 ) . نگ : - داعى . . . ملوث .