مراجعت نمود ( 314 ر ) متوجه خوارزم شد .
خان از سمرقند در شانزده سالگى با هفده كس گريخته به مغولستان پيش عم بزرگوار سلطان محمود خان رفت . در آخر در يكى از محاربات مغولستان گريخته به اندجان آمد .
حاكم اندجان كه از قبل شاهى بيگ خان بود براى كشتن دربند كشيد . از وى گريخته به كابل پيش عمهزادهاش كه بابر پادشاه باشد رفت . چون بابر پادشاه براى استخلاص ماوراء النهر به حصار متوجه شد او را به اندجان فرستاد . به اندجان آمد . عمّم - تغمّده اللّه بغفرانه « 1 » - اندجان را تسليم نمود و ملازمت را لازم گرفت . چون اوزبك باز بر ماوراء النهر استيلا يافت ، خان اندجان را يله كرده به كاشغر آمده و به محاربه كاشغر را گرفت ، و مدت بيست سال پادشاهت را به استقلال كرد . در اواخر حال به غزات تبت خالصا لوجهه سبحانه و تعالى به تبت آمده در تاريخ سنه تسع و ثلاثين و تسعمايه به مرض دمگيرى رحلت فرمود و مدت عمر شريفش چهل و هفت سال بود . در « 2 » محاسن مباركش هنوز از بياض آنقدر نشده بود كه در سواد آن ديده شد .
حنفى مذهب بود به طريق ارث . در اوايل حال و « 3 » ايام شباب كه « 4 » عنفوان جوانى چنان كه افتد و دانى ، با ارباب ملاهى و « 5 » انواع مناهى ولع تمام داشت و به مرضيات افعال و حسنات اعمال ، ملتفت كمتر مىبود . چون سنين عمر شريفش به سى و هفت رسيد از جمله ملاهى و از تمام مناهى انابت فرموده و خود را به سعادت ملازمت اعزه رسانيد و از حضرت ارشاد پناهى « 6 » ، مخدومى خواجه شهاب الملة و الدين ، المشتهر به خواجه خاوند محمود - سلّمه اللّه تعالى « 7 » - طريق عليه را قبول كرد و بدان امر شريف اشتغال نمود و به وظايف عبادات و اعمال حسنات مساعى مجهوده به ظهور رسانيد . صيام يوم و قيام ( 314 پ ) ليل در اوقات 940 مرعى مىداشت . در كل مجالس مخصوص به غير سخن سلوك چيزى ديگر مذكور كم شدى و از سخنان بغايت متأثر مىشد و به عدالت در رواج شريعت اجتهاد قوى داشت و در همه امور منقاد و مطاوع شرع بود ، چنان كه در
هامش
( 1 ) . نگ : - تغّمده اللّه بغفرانه .
( 2 ) . نگ : - در محاسن . . . شد .
( 3 ) . نگ : - اوايل حال و .
( 4 ) . نگ : + به .
( 5 ) . نگ : - كه عنفوان . . . ملاهى و .
( 6 ) . نگ : - ارشاد پناهى .
( 7 ) . نگ : - سلسله الله تعالى .