بيت :
اى قباى پادشاهى راست بر بالاى تو * تاج شاهى را فروغ از گوهر والاى تو
تيره مىگردد جهان از ظلمت جور و ستم * گر نباشد لمعه از تيغ برقآساى تو « 1 »
قبل از آنكه به شهر درآيند ، امير دايم على و بيگ محمد را به حكومت ختن فرستادند . قراقولاق ميرزا ، حاجى ميرزا ، سلطان على ميرزا و مير قنبر ، ميرزا على ( 215 ر ) طغاى ، بيگ قلى مكريت ، اين هفت سردار كه در قله قاف ميدان شجاعت ، ديو هفت سر بودند ، « 2 » در پى ميرزا ابابكر فرستادند و اين جمع در تعاقب ، مزيد اجتهاد را مرعى داشتند . چون خاطر اشرف خان از مهم ارسال ايلغار پرداخت ، رخصت عام شرف نفاذ پذيرفت و يارليغ جهان مطاع شرف اصدار يافت « 3 » كه هر كس به هر جانب كه مصلحت اولجه 482 را داند رود . از تمام لشكر هر كس كه داعيه اولجه داشت همان ساعت به سرعت مسارعت نمود .
بيت :
همه كس روان شد همه كينه خواه * به نيروى اقبال و عون إله « 4 »
بعضى از امرا كه با اولجه رفتن درون مرتبه ايشان بود در ملازمت ماندند . بعد از قزاغ اين امور خان در كنف دولت و مسند نصرت به شهر درآمد و به ارك برآمد . در ارك عمارات كثيره رفيع البنيان كه هر كدامى مشتمل بر حجرات و بيوت و غرفات و شروف كه از كثرت آن چشم بيننده حيران ماند بسيار بود . همه آن حوالى و عمارات از اقمشه و امتعه و چينى و قالين 483 وجبا 484 و كيجم 485 و زين و كمان و آنچه عالميان را در كار باشد مملو و مالامال بوده است كه روزها ميرزا ابابكر آن را به هر طورى كه خواسته است برده و پنهان كرده كه كسى از آن واقف نيست و هر چه از آن باقى مانده ميرزا جهانگير هر چه توانسته به اتلاف و اسراف در هم ماليده وقت برآمدن به تمام مردم اجازت عام يغما داده تا آمدن خواجه على بهادر تمام خلايق هرچه توانسته است پرداخته است . بعد از درآمدن خواجه على بهادر ، « 5 » به هفت ( 215 پ ) روز خان آمد و
هامش
( 1 ) . نگ : - و از اين فتح . . . تو .
( 2 ) . نگ : - كه در قله . . . بودند .
( 3 ) . نگ : - و يارليغ . . . يافت .
( 4 ) . نگ : - بيت همه كس . . . إله .
( 5 ) . نگ : + نيز به غارت پرداخت .