دست زده به ساحل نجات توان رسيد و بالجمله « 1 » ميرزا ابابكر در آن مدت چهل و هشت 474 سال ؛
بيت : « 2 »
سيهنام چندان تنعم براند * كه در نامه جاى نوشتن نماند
هرچه بود همه را صرف دنيا كرد و سامان او به حدى رسيد كه قلم از شرح آن ( 213 پ ) عاجز است .
بيت :
همه برگ بودن همى ساختى * به تدبير رفتن نپرداختى « 3 »
اگر چه در ظاهر سخن آخرت گفتى و آرزوى آخرت بردى ، اما هرگز فعلى نكردى كه در آن دريچهء به دوزخ نگشادى و درى از بهشت به روى خود نبستى . مصراع : « 4 » روى تا به جنت بسى راه بود . 475 آنچه دلايل اقوال و قبايح افعال وى بود اين است اما از آنجا كه گفتهاند ؛
نظم :
اى به درماندگى پناه همه * كرم تست عذر خواه همه
قطرهء ز آب رحمت تو بس است * شستن نامه سياه همه
العلم عند اللّه . « 5 » و بالجمله شآمت افعال او بر وخامت حال مثمر شد . خواتم كارش وخيم و عواقب مآلش شتيم 476 شد ، « 6 » به نوعى كه در تبت بودنش ميسر نشد . مرگ بر حيات گزيد . كوچ و اهل و عيال و فرزندان را در تبت گذاشت و مقرر كرد كه من مىروم .
اظهر چنان است كه به زهر قهر مرا كشند اگر چنين واقع شود لاشه مرا در مرقد اسلاف گذارند . شما را به موجب صله رحم سيد محمد ميرزا و ميرزا حيدر ، هرچند كه من مرعى نداشتهام ، طلب دارند و اگر به ابعد احتمال مرا نكشند ، فكرى به تقديم رسانيده آيد . به اين داعيه در اواسط زمستان متوجه ملازمت خان شد . در ميان راه جمعى به او
هامش
( 1 ) . نگ : صورت نسبت در ميان امواج متلاطم اطراف خود ساحل نجاتى مشاهده نكرد .
( 2 ) . نگ : - بيت .
( 3 ) . نگ : - بيت : همه برگ . . . نپرداختى .
( 4 ) . نگ : - مصراع .
( 5 ) . نگ : - آنچه دلايل اقوال . . . عند اللّه .
( 6 ) . نگ : - خواتم . . . شد .