سلطانيم بيگم است همراه بود و احوال او گفته خواهد شد .
بالجمله از شهر سبز ، شب در ميان ( 118 پ ) كرده و در آخر روز به لب آب آمويه رسيده شد . هوا در غايت برودت بود . به هر عقوبتى كه بود عبور نموده شد و با بلخ باز رسيده به خراسان رفتند و آخر ايام عمر و دولت ميرزا سلطان حسين بود . اما ميرزا سلطان حسين از نباير ميرزا جهانگير 83 ابن امير تيمور است . از وى تا امير تيمور ، از اجداد وى هيچكس را سلطنت ميسر نشده است اما اين ميرزا سلطان حسين به ضرب شمشير و قوت اجتهاد ، بعد از انواع شدايد چندين ساله ، خراسان را گرفت . مدت چهل و هشت سال به استقلال در تخت هرات در چار حد خراسان پادشاهى كرد و در تربيت صفوف طوايف عالم كوشيده به اينجا رسانيد « 1 » كه در هر صنفى از اصناف عالم ، يك دو ماهر عالمگيرى پيدا شد كه در اول و آخر مثل او نبود . « 2 »
و « 3 » چون حكايت « 4 » اينجا رسيد ، هرچند كه تأمل فرمودم و تحمل نمودم كه فى الجمله از احوال ارباب مشاهده و اصحاب مكاشفه كه در آن زمان مبارك بودهاند ، تقرير رود اما به علت قلت استطاعت و عدم مناسبت در خود درنيافتم . عجب آنكه به هيچ گونه از باطن خود رخصت نمىيابم كه « 5 » اين مسوده بى از صفاى ذكر ايشان با « 6 » بياض رود . به هر حال « 7 » كه بود شروع مىرود به « 8 » اميد آنكه به ميامن تذكره مبارك « 9 » ، آنچه از هفوات قلم سواد زلت « 10 » بر بياض صحيفه عرايض رسيده باشد ، به نظر قبول صاحب نظران منظور گردد 84 و از بركات تذكره اين بزرگان مطلق برگزيدگان حق ، ذرهء بر فرق اخلاص اين خاكسار رسد و به كفارت اوقات كه در تسويد تذكرهء ارباب دنيا و اصحاب جاه « 11 » به تضييع رفته فى الجمله تلافى تواند بود و مع هذا ،
بيت : « 12 »
گر ندارم از شكر جز نام بهر * اى بسى خوشتر كه اندر كام زهر
هامش
( 1 ) . نت : رسيد .
( 2 ) . نت : نبوده .
( 3 ) . نت : - و .
( 4 ) . نت : + به .
( 5 ) . نت : - كه .
( 6 ) . نت : تا .
( 7 ) . نت : مال .
( 8 ) . نت : - به .
( 9 ) . نت : مباركه .
( 10 ) . نت : ذلت .
( 11 ) . نت : - جاه .
( 12 ) . نت : - بيت .